كرد كه مؤمنانايد
أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ
( 109 ) كه ايشان چون آيت بينند بنگروند .
وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ
و برگردانيم دلهاى ايشان
وَ أَبْصارَهُمْ
و ديدهاى دل ايشان و خرد ايشان
كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ
چنان كه گويى ايشان آن نهاند كه روز عرض گفتند : بلى ،
وَ نَذَرُهُمْ
و گذاريم ايشان را
فِي طُغْيانِهِمْ
در افزونى گفت و افزونى جست ( 1 ) و افسار گسستن ايشان
يَعْمَهُونَ
( 110 ) تا بىسامان در گمراهى ميروند .
النوبة الثانية
قوله تعالى :
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ
الاية - از ايدرفا اقاصيص ( 2 ) گلهء اللَّه است از مشركان عرب ، و از مناكير كفر ايشان كه در زمان جاهليّت جهال بودند ، و دين عرب آن وقت سه دين بود : قومى فريشتگان ميپرستيدند ، كه ميگفتند : ايشان دختران خداىاند ، از آن ايشان را پوشيده ميدارد ، و قومى بتان را ميپرستيدند ، و قومى از خزاعه ستاره شعرى مىپرستيدند . در اين آيت رب العزّة از ايشان گله مىكند و از اهل كتابين :
جهودان كه ميگفتند :
« عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ »
و ترسايان كه ميگفتند :
« الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ »
.
ميگويد :
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ
- خداى را انبازان كردند يعنى انبازان گفتند ، و آن عرب بودند : جهينه و بنو سلمه و بنو خزاعه و غير ايشان ، كه ميگفتند : الملائكة بنات اللَّه .
و جنّ اينجا فريشتگاناند ، سمّوا جنّا لاجتنانهم عن العيون . جاى ديگر گفت :
« وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً »
يعنى الملائكة . ميگويد : ميان اللَّه و ميان
هامش
1 - ج : افزونى گفتن و افزونى جستن . 2 - ج : ازينجا باز اقاصيص .