كه جفت وى حواء هم از آدم است ، كه از استخوان پهلوى وى آفريده . پس هر چه مردم است ، همه از او آفريده . آن گه گفت : «
فَمُسْتَقَرٌّ »
- قراءت ابن كثير و ابو عمرو بكسر قاف است يعنى : فمنكم مستقرّ و منكم مستودع . ميگويد : گاه مستقر بيد « 1 » در رحم مادر ، آنجا آرام گرفته ، و گاه مستودع بيد « 2 » در صلب پدر ، آنجا بوديعت نهاده . قراءت باقى قراء بفتح قاف است يعنى : فلكم مستقر و لكم مستودع ، ميگويد :
شما را از يك تن بيافريد ، و آن گه شما را آرامگاهى است وديعت جاى . گاهى درين وديعت جاى نهاده ، و گاهى در آن آرامگاه آرميده . وديعت گاه دنيا است ، آدمى در آن آرميده تا ابد :
« إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ »
. حسن بصرى را از اين آيت پرسيدند .
جواب داد كه : المستقرّ من مات ، و المستودع انتم ، آن گه گفت : يا ابن آدم انت وديعة فى اهلك ، و يوشك ان تلحق بصاحبك ، و أنشد قول لبيد :
و لا المال و الاهلون الا ودائع * و لا بدّ يوما ان تردّ الودائع
از ابن عباس روايت كردند كه گفت : مستقر ما قد خلق ، و مستودع عند اللَّه ما لم يخلق بعد . مستقر آنست كه وى را آفريدند ، و در دنيا آمد ، و دنيا او را آرامگاه است ، چنان كه گفت :
« وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ »
، و مستودع آنست كه در علم خدا است كه خواهد بود ، و او را خواهد آفريد . سعيد جبير گفت : ابن عباس پرسيد كه زن خواستى يا ابن جبير ؟ گفتم : لا ، و ما اريد ذلك يومى هذا . گفتم : نخواستم ، و درين روز كه منم سر آن ندارم كه زن خواهم . گفتا : آن گه دست بر پشت من زد ، و گفت : اما انه مع ذاك ما كان من مستودع فى ظهرك فسيخرج . «
قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ »
- بيّنّاها و فصلنا بعضها من بعض ، «
لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ »
عن اللَّه ما بيّن لهم .
وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً
- رب العزة جل جلاله خبر ميدهد از صنع
هامش
( 1 ، 2 ) - نسخهء ج : باشيد .