موضع شك . ميگويد : اگر تو بينى اى محمّد آن گه كه اين كافران و مشركان در سكرات و شدائد و اهوال مرگ باشند ،
وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَيْدِيهِمْ
- ملائكه اينجا ملك الموت است و اعوان وى ، و آن فريشتگان دست به عذاب بايشان فرا داشته ، چنان كه جاى ديگر گفت :
« يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ »
. «
أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ »
- اينجا قول مضمر است ، يعنى : يقولون لهم اخرجوا انفسكم اى ارواحكم . ايشان را گويند بتعنيف و كره :
بيرون دهيد جانهاى خويش . مصطفى ( ص ) گفت : آن مرگ كه آسانتر بود همچون خسك است كه در پشم شتر آويزد ، چه ممكن بود « 1 » كه آن به آسانى از وى بيرون آيد .
عمر خطاب از كعب احبار پرسيد كه : تو جان كندن چگونه دانى ؟ گفت :
چنان كه شاخى پر خار در درون كسى كنند ، و هر خارى در رگى آويزد ، و مردى قوى آن خار ميكشد . و در خبر است كه بوقت وفاة موسى ( ع ) رب العزة او را گفت : خويشتن را در مرگ چون يافتى ؟ گفت : چون مرغ زنده كه بريان كنند ، نه قوت دارد كه بپرد ، نه بميرد تا برهد .
أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ
- روا باشد كه اين سخن در قيامت با ايشان گويند بر سبيل توبيخ ، يعنى : خلّصوا انفسكم من العذاب ، اى : لستم تقدرون على الخلاص .
الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ
- اى العذاب الذى يقع به الهوان الشديد . «
بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ »
من انّه اوحى اليكم و لم يوح . «
وَ كُنْتُمْ عَنْ آياتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ »
اى تتكبّرون على الايمان بالقرآن . و قيل : عن فريضة اللَّه و القيام بها .
قال النبىّ ( ص ) : « من سجد اللَّه سجدة فقد برىء من الكبر » .
وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى
- جمع فريد است ، كقرين و قرآنى ، و رديف و ردافى .
يقال فرد الرّجل يفرد فرودا فهو فارد ، اذا تفرّد ، و رجل افرد و امراة فرداء ، اذا لم يكن لها اخ .
وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا
- اين در قيامت با كافران گويند كه شما بآخرت تنها آمديد
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : گردد . متن از « الف » است .