و نه چون هم بطعم و ذوق
انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ
درنگريد بميوهء آن
إِذا أَثْمَرَ
آن گه كه ميوه آرد
وَ يَنْعِهِ
و بپختن و فرا رسيدن آن .
إِنَّ فِي ذلِكُمْ لَآياتٍ
در آن نشانهاى پيدا است كه كردگار يكتا است
لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
گروهى را كه ميگروند .
النوبة الثانية
قوله تعالى :
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
- اين آيه به مدينه فرو آمد در شأن مسيلمة بن حبيب الكذّاب ابو المنذر الحنفى . كافران او را رحمن تهامه مىخواندند . دو كس فرستاد از مردمان خويش برسول خدا ( ص ) . رسول ايشان را گفت :
« ا تشهد أن مسيلمة نبى » ؟ فقالا : نعم . فقال ( ص ) : « لو لا ان الرّسل لا تقتل لضربت اعناقكما » .
دو كذّاب خاستند بروزگار رسول خدا ، و دعوى پيغامبرى كردند : يكى كذّاب يمامه ، مسيلمه ، و ديگر كذّاب صنعا ، اسود العبسى . رسول خدا گفت : در خواب مرا چنان نمودند كه دو سوار زرين در دست من بودى ، و من در آن غمگين و اندوهگن گشته . وحى آمدى به من كه باد در آن دم . باد در آن دميدمى ، و هر دو از من بپريدندى . پس من تأويل نهادم كه : آن هر دو دست او رنجن زرين آن دو كذّاب اند كه من در ميان ايشان بودم ، و در روزگار ايشان : يكى كذاب يمامه ، و ديگر كذاب صنعا . قتاده گفت : اين آيت در شأن هر دو كذاب فروآمد .
وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ
- اين يكى عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح القرشى است از بنى عامر بن لوى هام شيرهء « 1 » عثمان عفان ، لختى از قرآن و وحى بنوشت با ملاء رسول خدا ( ص ) ، و گاه گاه از خواتيم آيت كه نامهاى خداوند است عز و جل ، چيز چيز تبديل ميكرد .
« عَزِيزٌ حَكِيمٌ »
« عليم حكيم » مينوشت ،
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : هم شيره . متن از « الف » است .