ستمكاران خويشتن در سكرات مرگ باشند « 1 »
وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَيْدِيهِمْ
و فريشتگان دستها گسترده « 2 » بايشان به زخم
أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ
گويند ايشان را كه بيرون دهيد جانهاى خويش .
الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ
امروز آن روز است كه پاداش دهند شما را
عَذابَ الْهُونِ
عذاب خوارى
بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ
به آنچه ميگفتيد بر خداى
غَيْرَ الْحَقِّ
از ناسزا و ناراست
وَ كُنْتُمْ عَنْ آياتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ
( 93 ) و از سخنان وى مىگردن كشيديد .
وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى
بما كه آمديد تنها و يگانه آمديد
كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ
و چنان كه شما را اوّل آفريديم چنان آمديد
وَ تَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ وَراءَ ظُهُورِكُمْ
و به پس باز گذاشتيد آنچه شما را داده بوديم از خول و خدم و حشم
وَ ما نَرى مَعَكُمْ
و نمىبينيم با شما
شُفَعاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ
آن شفيعان كه مى - گفتيد بدروغ
أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكاءُ
كه ايشان در شما بخداوندى انبازاناند
لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ
آن تواصل و تعاطف پيوند و مهر كه ميان شما بود ببريد و پاره گشت
وَ ضَلَّ عَنْكُمْ ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
( 94 ) آنچه ميگفتيد بدروغ كه درين روز شما را فريادرساند و يار .
إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ
اللَّه است كه شكافندهء تخم است [ تا نبات از وى بيرون آيد ]
وَ النَّوى
و شكافندهء سفال « 3 » است تا از وى درخت بيرون آيد
يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ
مىبيرون آرد زنده از مرده و بيرون آرندهء مرده است از زنده
ذلِكُمُ اللَّهُ
آن خداوند شما است اللَّه ، كه آن مىكند
فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ
( 95 ) از وى شما را چون مىبرگردانند !
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : بيند ( بكسر اول و فتح دوم ) .
( 2 ) - نسخهء الف : گزارده .
( 3 ) - سفال ، پوست گردو و پسته و بادام و پوست انار خشك شده و امثال آن را گويند ( از برهان قاطع ) .