تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
بپيغامبرى ديگر و بكتابى ديگر نسخ نكردند ، برين امت واجب است كه آن را دين خود دانند ، و اتّباع آن كنند ، بر مقتضى اينكه ربّ العزّة فرمود .
فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ
. «
قُلْ »
يا محمد ! «
لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ »
اى على القرآن و تبليغ الرّسالة «
أَجْراً »
اى جعلا و رزقا . «
إِنْ هُوَ »
اى ما هو يعنى محمّد ( ص ) ، و قيل القرآن «
إِلَّا ذِكْرى لِلْعالَمِينَ »
موعظة للخلق اجمعين .
وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ
- اين در شأن حيىّ بن اخطب آمده از جهودان . بدر صفية مادر مؤمنان پيش رسول خدا آوردند او را ، دستهاى وى بر پشت بسته ، بدندان خويش قباى ديباى خويش از بازوى خود مىكند ، و ميگفت :
لعمرك ما لأم ابن اخطب نفسه * و لكنه من يخذل اللَّه يخذل .
رسول خدا ( ص ) سوگند بر وى داد كه : به آن خداى كه به طور سينا با موسى سخن گفت كه در تورات خواندى كه : « انّ اللَّه يبغض الحبر السّمين . گفت : خواندم گفت : آن تويى . او گفت : ما انزل اللَّه على موسى التوراة ، و لا على محمّد القرآن ، فأنزل اللَّه عز و جل هذه الاية :
وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ
- اى ما علموا عظمة اللَّه اذا اجترؤا على تكذيبه ، و جحود رسالته ، «
إِذْ قالُوا »
- بزرگى خداى نشناختند كه بر وى دليرى كردند ، گفتند : «
ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ »
فرو نفرستاد اللَّه هرگز بر هيچ مردم هيچ چيز « 1 » . ابن عباس گفت : مالك بن الضيف بود كه اين آيت در شأن وى آمد رئيس جهودان و ربانى ايشان . چون اين سخن بگفت ، با قوم خويش شد . ايشان گفتند : ويلك ما هذا الّذي بلغنا عنك ؟ چيست اينكه بما رسيد كه تو گفتى : ما انزل اللَّه على موسى التوراة ، و ما انزل اللَّه على بشر من شيء ؟ ! جواب داد كه مرا بخشم آوردند ، و از سر غضب گفتم . پس جهودان وى را معزول كردند ، و بجاى وى كعب اشرف نشاندند .
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : هيچيز .