بود ، و هو الياس بن بشر بن فينحاص « 1 » بن العيزار بن هارون بن عمران ،
كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ
.
وَ إِسْماعِيلَ
- و هو ابن ابراهيم
وَ الْيَسَعَ
وهب گفت : يسع شاگرد الياس بود . كعب گفت : يسع خضر است كه موسى را عليه السلام معلم بود . يمان بن رباب گفت : يسع پسر اسحاق است پدر روم . حمزه و كسايى و اللّيسع خوانند بلام مشدد .
يعنى كه نام وى ليسع است نه يسع ، امّا الف و لام زيادت در افزودند و مدغم كردند ، چنان است كه الف و لام بر قراءت حمزه و كسايى زيادت است ، و بر قراءت باقى الف و لام تعريف است . «
يُونُسَ »
و هو يونس بن متى ، وى را دو نام است : ذو النون و يونس . گفتهاند كه : الياس و يسع و يونس در يك زمان بودند ، و پس از ايشان باندك روزگار زكريا و يحيى و عيسى بودند . «
وَ لُوطاً »
و هو ابن عمّ ابراهيم ، و اوّل من آمن به ، «
وَ كلًّا فَضَّلْنا عَلَى الْعالَمِينَ »
- اى فضلناهم بالنبوّة على عالمى زمانهم .
وَ مِنْ آبائِهِمْ
- اين « من » تبعيض است يعنى : هدينا بعض آبائهم و ذرّيّاتهم .
ميگويد : و از پدران ايشان كه نامشان درين موضع نبردهاند از آدم و هود و صالح و ادريس و غير ايشان ، و نيز مؤمنان كه در عهد آن پدران بر ملّت ايشان بودند .
وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ
- و از فرزندان اين هشده « 2 » پيغامبرا كه نامشان درين آيات بردهاند ، و نام آن فرزندان نبردهاند ، «
وَ إِخْوانِهِمْ »
و برادران ايشان كه بر دين و ملّت ايشان بودهاند . اينجا سخن منقطع شد ، پس گفت : «
وَ اجْتَبَيْناهُمْ »
اى استخلصناهم بالنبوّة ، مأخوذ من جبيت الماء فى الحوض اذا جمعته . «
وَ هَدَيْناهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
يعنى الاسلام .
ذلِكَ هُدَى اللَّهِ
- اى دين اللَّه الّذى هم عليه . اين است دين خدا و ملت
هامش
( 1 ) - فينحاص يا فينحاس نوهء هارون بود .
( 2 ) - هشده هجده و هژده .