فَإِنْ يَكْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَكَّلْنا بِها قَوْماً لَيْسُوا بِها بِكافِرِينَ
- اگر اهل مكّه بدان مىكافر شوند و نپذيرند ما قومى را برگماشتيم از مهاجر و انصار كه آن را پذيرفتند و تصديق كردند ، و بجان و دل باز گرفتند . «
فَقَدْ وَكَّلْنا بِها »
اى بالايمان بها . اين همچنانست كه جاى ديگر گفت :
« وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى »
. مجاهد گفت اين عجماند و فرس ، كه ناديده بجان و دل قبول كردند ، و بغيب ايمان آوردند و تصديق كردند .
مصطفى ( ص ) در حق ايشان ميگويد :
« لو كان الدين معلقا بالثريا لنا له رجال من ابناء فارس » ،
و
عن ابن عمر ، قال : قال رسول اللَّه ( ص ) : « للَّه عز و جل خيرتان من خلقه فى ارضه : قريش خيرة اللَّه من العرب ، و فارس خيرة اللَّه من العجم » .
پس سخن باز با پيغامبران برد ، و در مدح ايشان بيفزود ، و مصطفى را صلى اللَّه عليه و سلم بسنّت و سيرت ايشان اقتدا فرمود ، گفت :
أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ
- اى هداهم اللَّه ، « فبهديهم » اى بسنتهم و سيرتهم بالصّبر و الاحتساب ، « اقتده » - ابن عامر « اقتدهى » خواند بكسر هاء مشبع .
حمزه و كسايى و يعقوب در وصل « ها » بيفكنند ، و در وقف به سكون « ها » وقف كنند ، و اين « ها » هاء وقف گويند ، چنان كه : اخبره تقله ، و هم ازين باب است : كتابيه ، حسابيه ، ما هيه . باقى قراء در وصل و در وقف به سكون ها خوانند . ميگويد : يا محمد ! سيرت انباى گير ، و بر پى ايشان رو ، و در صبر كردن « 1 » بر تكذيب و اذى دشمن چنان كه ايشان صبر كردند ، تا بمراد رسى ، چنان كه ايشان بمراد رسيدند . آنست كه گفت :
« فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا »
. مفسّران گفتند فقه اين آيت آنست كه هر چه از پيغامبران درست شود و ثابت گردد از اعمال و احكام ، و معلوم شود كه آن را
هامش
( 1 ) - چنين است در نسخ موجود ، ولى از سياق عبارت چنين پيداست كه واو در آغاز « و در صبر كردن » زائد است .