بسزا كه پيغامبران بر آن بودند ، و خداى را عزّ و جلّ بدان پرستيدند ، يعنى دين اسلام و ملّت حنيفى .
يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ
- آن را كه خواهد از بندگان خويش به آن راه نمايد ، و بر آن دارد ، چنان كه پيغامبران را بر آن داشت ، و به آن راه نمود . و اين آيت حجّتى ظاهر است بر قدريان ، و وجه آن روشن .
وَ لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
- قومى از اصحاب راى به اين آيت تمسّك كردهاند ، و گفتهاند « 1 » : مرتد چون بدين اسلام باز گردد فرائض طاعت كه در حال اسلام گزارده پيش از ردّت ، قضا بايد كرد ، كه آن همه بردّت باطل گشت ، كه ربّ العزّة ميگويد :
وَ لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
- ، و كذلك قوله تعالى :
لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ
، و اين مذهب باطل است ، و احتجاج ايشان به اين آيت درست نيست ، كه آيت مجمل است ، و در سورة البقرة مفسّر گفته كه :
وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
ميگويد : كسى كه مرتد گردد ، و در ردّت بميرد ، اعمال وى باطل گردد . پس كسى كه توبه كند ، و باسلام باز آيد ، اعمال وى كه در اسلام كرده بود حابط نگردد ، و بر حال خويش بماند « 2 » پس بر مرتد كه باسلام باز آيد جز قضاء آن عمل كه در حال كفر از وى فائت گشته واجب نيست ، و اين آيت ايشان را حجّت نيست ، و آيت مجمل جز بر وفق مفسّر راندن هيچ وجه نيست . پس بمدح پيغامبران باز آمد و بيان كرد كه ايشان را چه داد ، گفت :
أُولئِكَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ
- اين پيغامبران نامبرده را ميگويد ، و آن مبهمان نام نبرده از آبا و ذريات ، و قومى فراوان كه در قرآن نام ايشان برده . « اولئك » ايشان آنند كه داديم ايشان را كتاب از آسمان فرو آمده ، صحف ابراهيم و تورات موسى و انجيل عيسى و زبور داود .
« وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ »
و علم داديم و فهم وفقه ايشان را و نبوّت .
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : كردند و گفتند .
( 2 ) - نسخهء ج : بود .