تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
يعنى : أ فهم الخالدون ؟ قول ديگر آنست كه اين بر سبيل احتجاج گفت بر ايشان ، كه ايشان اصحاب نجوم بودند ، و تدبير خلق از آن ميديدند ، و آن را تعظيم مينهادند . ابراهيم گفت : هذا ربّى فى زعمكم ايها القائلون به حكم النجوم . هذا كقوله :
« أَيْنَ شُرَكائِيَ »
؟ يعنى بزعمكم و قولكم ،
« وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ »
يعنى بزعمك و قولك . ابراهيم خواست كه بتدريج جهل و خطاء ايشان بايشان نمايد . باوّل آنچه ايشان تعظيم مىنهادند ، آن را تعظيم نهاد ، پس بعاقبت نقص در آن آورد ، و عيب افول باز نمود ، فقال : «
لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ »
. عرفهم جهلهم و خطاهم فى تعظيم النجوم ، و دلّ ان ما غاب بعد الظهور كان حادثا مسخرا و ليس بربّ . و گفته‌اند : مثل ابراهيم در آنچه گفت : «
هذا رَبِّي »
پس عيب و نقص در آن آورد ، و گفت : «
لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ »
مثل آن حوارى است كه بر قومى بت پرستان رسيد ، خواست كه ايشان را بتدريج از آن فراستاند ، اوّل آن را تعظيم نهاد و ايشان را در آن دين خويش بر اجتهاد داشت ، تا وى را پيشرو خويش كردند ، و گرامى داشتند ، و بهر چه وى گفت او را مطيع و منقاد شدند ، تا روزى كه دشمنى عظيم بر سر ايشان آمد ، با اين حوارى مشورت كردند . وى گفت : راى من آنست كه همه بهم آئيم ، و پيش صنم تضرّع نمائيم ، تا كار اين دشمن كفايت كند ، پس همه بهم آمدند ، و تضرع نمودند ، و زارى كردند ، و از آن نفعى و دفعى نديدند ، و كار دشمن قوىتر ميشد و بالا ميگرفت . آخر حوارى گفت : من خدايى ميدانم كه برخوانيم اجابت كند ، و دعا كنيم كار آن دشمن كفايت كند ، فهلمّ ندعه . قال : فدعوا اللَّه فصرف عنهم ما كانوا يحذرون و اسلموا .
فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً
- اى طالعا . از اوّل ماه سه شب هلال گويند ، و بعد از آن قمر گويند تا آخر ماه . پس به آخر شب چون ماه برآمد همان گفت كه با ستاره گفت هم بر آن معنى . «
قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي »
- اين لام خلف قسم است ، و لام در
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 406 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )