بر اعمال خلق . يكى را بر معصيت ديد ، گفت : « يا رب ! ما اقبح ما يأتى هذا العبد ! اللهم اخسف به » ، و گفتهاند كه : ابراهيم سخت مشفق و مهربان بود بر خلق خدا ، چنان كه روزى در خود اين انديشه كرد كه از من رحيمتر و مهربانتر هيچ كس نيست .
رب العالمين او را بر آسمان برد ، و او را اشراف داد بر عمل اهل زمين ، و ايشان را بر معصيت ديد . بر ايشان لعنت كرد ، و هلاك ايشان خواست ، و فى ذلك ما
روى قيس بن ابى حازم عن على ( ع ) قال : قال رسول ( ص ) : « لمّا رأى ابراهيم ملكوت السماء و الارض اشرف على رجل على معصية من معاصى اللَّه ، فدعا عليه ، فهلك ، ثم اشرف على آخر على معصية من معاصى اللَّه ، فدعا عليه ، فهلك ، ثم اشرف على آخر ، فذهب يدعوا عليه فأوحى اللَّه اليه ان يا ابراهيم ! انك رجل مستجاب الدعوة ، فلا تدع على عبادى فانهم منى على ثلاث : امّا ان يتوب فأتوب عليه ، و امّا ان اخرج من صلبه نسمة تملأ الارض بالتسبيح ، و امّا ان اقبضه الىّ فان شئت عفوت ، و ان شئت عاقبت » .
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ
- مفسران گفتند : ابراهيم در روزگار نمرود بن كنعان الجبّار زاد ، و اوّل كسى كه تاج بر سر نهاد ، و مردم را بر عبادت خود خواند ، نمرود بود ، و در همهء جهان ملك داشت . وقتى بخواب ديد كه ستارهاى برآمدى ، و نور آفتاب و ماهتاب ببردى . از آن خواب بترسيد . ساحران و كاهنان را جمع كرد ، و تعبير آن درخواست . ايشان گفتند : يولد فى بلدك فى هذه السنة غلام يغيّر دين اهل الارض و يكون هلاكك و زوال ملكك على يده . گفتند : امسال درين شهر كودكى از مادر در وجود آيد كه زوال ملك تو بر دست وى بود . نمرود بفرمود تا آن سال هر فرزند كه زادند ، او را بكشتند ، و مردان و زنان از هم جدا كرد ، و هر ده زن مردى را بر ايشان موكل كرد ، تا با شوهر بخلوت نه نشيند مگر در حال حيض . و گفتهاند : مردان را جمله بلشكرگاه خويش برد ، و با خود ميداشت ، و موكلان بر ايشان گماشته ، تا هيچ كس