و بر من غلبه بيوسيد به حق در خداى
وَ قَدْ هَدانِ
و مرا راه فرا دين حق نمود
وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ
و من نمىترسم از آنچه مىانباز گيريد با او
إِلَّا أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً
مگر كه خداى خود به من چيزى خواهد از گزند
وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً
خداوند من رسيده است به همه چيز و بهر بودنى بدانش خويش
أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ
( 80 ) در نياويد كه من نترسم از آن چيز كه شما كنيد و تراشيد و آن گه آن را خداى خوانيد !
وَ كَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ
و چون ترسم از آن چيز كه شما بانبازى گيريد ( 1 ) با اللَّه
وَ لا تَخافُونَ
و شما نمىترسيد
أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ
كه مىانباز گيريد با اللَّه
ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً
چيزى كه اللَّه در پرستش آن شما را نه عذر فرستاد نه آن را سزاى خدايى داد
فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ
از ما دو گروه كيست سزاوارتر بايمنى و بىبيمى
إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
( 81 ) مرا پاسخ كنيد اگر دانيد .
الَّذِينَ آمَنُوا
ايشان كه بگرويدند
وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ
و ايمان خود بنياميختند بشرك
أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ
ايشانند كه بىبيمى ايشان را است
وَ هُمْ مُهْتَدُونَ
( 82 ) و ايشانند كه بر راه راستاند .
النوبة الثانية
قوله تعالى :
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ
- ابراهيم برين لفظ بنزديك قومى علما معرّب است ، كه پدر و مادر وى را ابراهام نام كردهاند چنان كه ابن عامر خواند در لختى از قرآن ، و در روايت عبد الحميد بن به كار از وى همهء قرآن نسّابان بر آنند كه :
نام پدر ابراهيم تارخ است . چنان مىآيد كه وى را دو نام بوده ، و چنين فراوان است ، چنان كه يعقوب و اسرائيل . و مقاتل حيّان گفت : آزر لقب است ، و تارخ نام .
هامش
1 - نسخهء ج : بانباز مىگيريد .