تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
آنچه از نشانهاى پادشاهى ما است در آسمان و زمين
وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ
( 75 ) و تا بود از بىگمانان .
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ
چون شب درآمد بر وى و او مىخداوند خويش جست از زبر
رَأى كَوْكَباً
ستاره‌اى ديد تا بان
قالَ هذا رَبِّي
گفت كه خداى من اينست
فَلَمَّا أَفَلَ
چون نشيب گرفت ستاره
قالَ
گفت ابراهيم
لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ
( 76 ) زيرينان را و نشيب گرفتگان را دوست ندارم .
فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً
چون ماه را ديد برآمده روشن
قالَ هذا رَبِّي
گفت اينست خداى من
فَلَمَّا أَفَلَ
چون ماه نشيب گرفت
قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي
گفت اگر راه ننمايد مرا خداوند من
لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ
( 77 ) من ناچاره از گروه بيراهان باشم .
فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً
چون خورشيد ديد برآمده تابان
قالَ هذا رَبِّي
گفت اينست خداى من
هذا أَكْبَرُ
كه اين مه است از ستاره و ماه
فَلَمَّا أَفَلَتْ
چون خورشيد نشيب گرفت
قالَ يا قَوْمِ
گفت اى قوم !
إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ
( 78 ) من بيزارم از آنچه شما بانبازى ميگيريد با خداى .
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ
من دين و كردار خويش پاك كردم و روى دل خويش فرا دادم
لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
فرا آن خداى كه بيافريد آسمانها را و زمينها را
حَنِيفاً
و من مسلمان پاك دين
وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
( 79 ) و من از انباز گيران نيستم با اللَّه .
وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ
و حجّت جست قوم وى بر وى در پيكار و دعوى حقّ كردن
قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي اللَّهِ
ابراهيم گفت : فامن ( 1 ) حجّت ميجوئيد ، و خصومت سازيد ،
هامش
1 - نسخهء ج : با من .
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 400 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )