داشتند . دست در راى و قياس و كلام زدند ، تا در گمراهى افتادند . مصطفى ( ص ) گفت :
« من مشى الى سلطان اللَّه فى الارض ليذله اذلّ اللَّه رقبته يوم القيامة » ،
و سلطان اللَّه فى الارض كتاب اللَّه و سنة نبيّه ( ص ) . و
قال ( ص ) : « من تمسك بسنّتى عند فساد امّتى فله اجر مائة شهيد » .
تمسّك بسنّت راه تسليم است ، و راه تسليم آنست كه اللَّه گفت :
وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ
ما را فرمودند كه گردن نهيد گردن نهاديم ، و نادر يافته پذيرفتيم . از صفات اللَّه آنچه اسامى است دانيم ، آنچه معانى است ندانيم ، ظاهريانيم ، آنچه ظاهر است شناسيم ، آنچه باطن است نشناسيم . ايمان ما از راه سمع است نه بحيلت عقل ، و بقبول و تسليم است نه به تصرف و تأويل . امام ما قرآن ، و قاضى سنّت ، و پيشوا مصطفى ، و هادى خدا .
نادر يافته پذيرفته ، و گوش فرا داشته ، و تهمت بر خرد خود نهاده . نه علم از كيفيت آن آگاه ، نه عقل را فاز آن « 1 » راه . نه تفكّر در صفات ، نه شروع در تأويل ، نه بر صاحب شرع ردّ ، و نه عيب بر تنزيل ، راه تشبيه بكفر دارد ، چنان كه راه تعطيل . ربوبيت تعطيل فانى كرد و وحدانيّت تشبيه باطل كرد . خدايى كه جز از وى خدا نيست ، و در هفت آسمان و زمين هيچ چيز « 2 » و هيچ كس چون وى نيست .
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
.
10 - النوبة الاولى
( 6 / 82 - 74 )
قوله تعالى :
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ
ابراهيم گفت پدر خويش را آزر
أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً
بتان خود صورت كرده را بخدايى ميگيرى و خدايان خوانى
إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ
من ترا و قوم ترا مىبينم
فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
( 74 ) در گمراهى آشكارا .
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ
هم چنان كه هست با ابراهيم نموديم
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : باز آن .
( 2 ) - نسخهء ج : هيچيز .