فى الخياشيم ، فتمشى فى الاجساد كمشى السم فى اللديغ .
«
عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ
- اين شهادت با غيب قرين در همهء قرآن معنى آن شاهد است و حاضر ، ميگويد : دانا بهر غائب و حاضر اوست . «
وَ هُوَ الْحَكِيمُ »
يعنى حكم البعث «
الْخَبِيرُ »
بالبعث متى يبعثهم .
النوبة الثالثة
قوله تعالى :
وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا
الاية -
قال ابو جعفر محمد بن علىّ : « لا تجالسوا اصحاب الخصومات و الاهواء ، و الكلام فى اللَّه و الجدل فى القرآن ، فأنّهم الذين يخوضون فى آيات اللَّه » .
اصل ديندارى و مايهء مسلمانى دو حرف است : حق را قبول كردن ، و از باطل برگشتن ، و اوّل ورد و آخر ورد بهر دو حرف اشارت است . قبول كردن حق اينست كه : «
وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ »
، و اعراض از باطل اينست كه : «
وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ »
ميگويد با اهل هوى و بدعت منشينيد ، و سخن خايضان و مجادلان در قرآن مشنويد ، كه شنيدن سخن ايشان دل تاريك كند ، و نشستن با ايشان روى توحيد گردآلود كند ، و زينهار كه به هواى خود در آيات و صفات تصرّف نكنيد « 1 » ، و از خوض پرهيزيد ، كه خوض درختى است بيخ آن بدعت ، ساق آن ضلالت ، شاخ آن لعنت ، برگ آن عقوبت ، شكوفهء آن ندامت ، ميوهء آن حسرت . هر كه در آيات خوض كند ، خدا او را داور ، و خصم او پيغامبر .
امروز از مسلمانان مهجور ، و لعنت بر سر ، و فردا نابينا ، و منزل او سقر . هر كه ديندار است و اسلام را نزديك او مقدار است ، و او را به اللَّه « 2 » سر و كار است تا با مبتدعان و متنطعان و خايضان ننشيند ، كه اللَّه ميگويد :
فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ
با ايشان منشينيد ،
إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ
كه پس شما همچون ايشان باشيد ، ايشان كتاب و سنّت واپس داشتند ، و معقول فرا پيش
هامش
( 1 ) - كذا ! و در موارد ديگر بميم آورده است .
( 2 ) - نسخهء ج : با اللَّه .