تا بدانى كه آن عمل را جزا خواهد بود ، اگر نيك باشد و اگر بد ، پس بر صنع خود دلالت كرد تا او را يكتا و بىهمتا دانند . گفت :
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ
- اين حق را دو معنى است : يكى آنكه به « كن » آفريد ، چنان كه گفت :
قَوْلُهُ الْحَقُّ
بسخن راست و فرمان روان ، و ديگر معنى : بالوحدانية ، چنان كه جاى ديگر گفت :
رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا
. نه بباطل آفريد و نه ببازى ، كه به حق آفريد و بيكتايى ، و بجدّ نه بعبث و گزاف . و قيل : بالحقّ اى بكلامه ، و هو قوله :
« ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً »
. « بالحقّ » - اينجا سخن تمام شد ، پس گفت : «
وَ يَوْمَ يَقُولُ »
ياد كن آن روز كه گويد : آخرت اى دنيا شو . آنچه گويد : باش ، بود .
هر چه اللَّه خبر داد كه بودنى است آن در علم اللَّه موجود است ، و لا محاله بودنى است ، و خطاب « كن » به آن درست . و قيل : و يوم يقول للخلق موتوا فيموتون ، و انتشروا فينتشرون دل اللَّه سبحانه على سرعة امر البعث ، و ردّ على من انكره . «
قَوْلُهُ الْحَقُّ »
- گفتهاند كه اين متصل است بسخن پيش ، يعنى : «
يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ »
. «
قَوْلُهُ »
اى يأمر فيقع امره ، اين چنانست كه گويند : قد قلت فكان قولك ، و به اين وجه حق نعت قول باشد . و روا باشد كه «
كُنْ فَيَكُونُ »
اينجا سخن بريده گردد ، پس ابتدا كن «
قَوْلُهُ الْحَقُّ وَ لَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ »
- و تخصيص روز قيامت بذكر نه از آن است كه در روزگار ديگران قول و آن ملك نبود ، بلكه در همه وقت و همه روز بود ، اما ديگران بر سبيل مجاز در دنيا دعوى ملك ميكردند ، و روز قيامت آن دعويها باطل گردد ، و ملوك خاضع شود ، كس را دست رس نبود ، و در كس نفع و ضرّ نبود چنان كه اللَّه گفت :
وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ
.
يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ
- صور نام آن قرن است كه اسرافيل در آن دمد .
روى عبد اللَّه بن عمرو عن النبىّ ( ص ) : « انّ اعرابيا قال ما الصّور ؟ قال :
قرن ينفخ فيه » ،
و
قال ( ص ) : « كيف انعم و صاحب الصّور قد التقم الصّور بفيه و اصغى