النوبة الثالثة
قوله تعالى :
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ
- گشايندهء دلها اوست . نمايندهء راهها اوست . نهندهء داغها اوست . افروزندهء چراغها اوست . يكى را چراغ هدايت افروزد . يكى را داغ ضلالت نهد . عنايتيان حضرت را چراغ سعادت افروزد . در رحمت گشايد .
بساط بقا گستراند . بر تخت رعايت نشاند . بزيور كرامت بيارايد كه :
« يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ »
.
باز راندگان ازل را داغ شقاوت نهد . در خذلان گشايد . زخم
« لا بُشْرى »
زند كه :
« نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ »
. آرى ! كليد غيب بنزديك اوست ، و علم غيب خاصيّت اوست ، هر كس را سزاى خود دادن و جاى وى ساختن كار اوست ، ابن عطا گفت : كليدها بنزديك اوست ، چنان كه خود خواهد گشايد ، و آنچه خود خواهد نمايد . بر دلها در هدايت گشايد ، بر همّتها در رعايت ، بر زبانها در روايت ، بر جوارح در طاعت . اهل ولايت را در كرامت گشايد . اهل مهر را در قربت گشايد . اهل تمكين را در جذب گشايد .
مؤمنان را در طاعت گشايد . اوليا را در مكاشفات ، انبيا را در معاينات .
بو سعيد خرّاز گفت : اين پيغامبر ما را است على الخصوص :
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ
- ميگويد : كليد خزينهء اسرار فطرت محمّد مرسل بنزديك حق است جل جلاله . ربوبيّت او را بنعت كرم در مهد محبّت اندر قبهء غيرت بپرورد ، و اسرار فطرت و عزّت وى از خلق بپوشيد ، تا صد هزار و بيست و چهار هزار پيغامبر همه به اين درد به خاك فرو شدند ، بطمع آنكه تا ايشان را بر يك سرّ از اسرار فطرت وى اطلاع افتد ، و هرگز نيفتاد ، و بندانستند ، و چگونه دانستندى و قرآن مجيد قصّهء وى سربسته ميگويد ، و از آن اسرار خبر مىدهد كه :
فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى
:
زان گونه شرابها كه او پنهان داد * يك ذره به صد هزار جان نتوان داد .