هذه البليّة . «
لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ »
للَّه ، فى هذه النّعم ، فنوحّده .
قُلِ اللَّهُ يُنَجِّيكُمْ مِنْها
- عاصم و حمزه و كسايى « ينجّيكم » بتشديد خوانند ، و باقى بتخفيف ، و معنى هر دو يكسانست . « منها » يعنى من تلك الشّدائد و المحن ، « و من كلّ كرب » اى غمّ و بلاء . « ثمّ انتم » يا معشر الكفّار ! « تشركون » فى حال الرخاء . اين در شأن قريش فرو آمد كه مسافران بودند در بر و بحر . چون ايشان را در آن خطرى پيش آمدى ، يا بيم هلاك ، دست در دعا و تضرّع مىزدند ، و از خدا باخلاص نجات ميخواستند . چون ايشان را از آن خطر و بيم امن پديد آمدى و نجات ، باز ديگر باره بسر كفر و بت پرستى خويش مىباز شدند . رب العزة ايشان را درين آيت توبيخ مىكند ، و از نيك خدايى خود و بد بندگى ايشان خبر ميدهد . پس درين آيت ديگر ايشان را بيم داد و خبر كرد كه : من قادرم و توانا كه بعد ازين شما را هلاك كنم ، گفت :
قُلْ هُوَ الْقادِرُ
- اين آيت بسه بار آمده از آسمان : اوّل اين فرو آمد كه
قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ
گوى او قادر است كه بر شما عذابى انگيزد از زير شما ، آب ، چنان كه قوم نوح را فرستاد ، يا باد ، چنان عاد ، يا بانگ ، چنان ثمود . يا ظلة ، چنان قوم شعيب ، يا حاصب ، چنان مؤتفكات . و درست است خبر از جابر انصارى كه رسول خدا ( ص ) گفت آن گه كه اين فرو آمد :
اعوذ بوجهك .
جبرئيل رفت ، و پس آن باز آمد ، و گفت :
« او من تحت ارجلكم »
يا عذابى فرستد از زير پايهاى شما ، چون خسف قارون و غرق فرعون . رسول خدا ( ص ) گفت :
اعوذ بوجهك .
پس رفت ، و باز آمد و گفت :
« او يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم بأس بعض »
كه ( 1 ) اين آمد رسول خدا گفت :
« هذا اهون »
، و بروايتى
« هذا ايسر » .
دانست كه لا بد است از سه يكى ، گفت : اين آسانتر اين خلافها و عصبيتها اول دراز است ، و آخر درد ما همه از آنست .
هامش
1 - « كه » بقرينهء موارد ديگر از همين كتاب بمعنى « چون » است .