محافظين .
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ
- عند انقضاء اجله «
تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا »
يعنى ملك الموت و اعوانه . و بر قراءت حمزه توفّاه بالف ممالة ، يعنى به ملك الموت و حده ، كقوله :
« يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ »
. و گفتهاند كه اعوان ملك الموت چهاردهاند : هفت ملائكهء رحمت و هفت ملائكه عذاب ، هر گه كه روح بندهء مؤمن قبض كند بملائكهء رحمت دهد ، و چون قبض روح كافر كند بملائكهء عذاب دهد .
سليمان بن داود ( ع ) بر ملك الموت رسيد ، گفت : يا ملك الموت ! چرا ميان مردمان عدل نكنى ؟ يكى را روزگارى فرا گذارى ، و يكى را به زودى بجوانى ميبرى ؟ گفت : يا سليمان ! اين كار بدست من نيست ، و بر من جز فرمان بردارى نيست .
صحيفهاى به من دهند ، نام هر يكى بر آن نبشته ، و روزگار عمر و انفاس ايشان شمرده ، و مرا در آن هيچ تصرف نه ، چنان كه فرمايند ميكنم . و در آثار آمده كه : شب نيمهء شعبان آن صحيفه بدست وى دهند ، هر كرا در آن سال قبض روح بايد كرد ، نامش در آن صحيفه آورده . يكى بعمارت مشغول گشته ، يكى دل بر عروسى نهاده ، يكى با ديگرى خصومت درگرفته ، هر يكى كارى و بازارى برساخته ، و نام ايشان در آن صحيفه اثبات كرده . مصطفى ( ص ) گفت :
« تبنون ما لا تسكنون ! و تجمعون ما لا تأكلون ! و تأملون ما لا تدركون ! كم من مستقبل يوم لا يستكمله و منتظر غد لا يبلغه ! » .
ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ
- يعنى العباد يردّون بالموت الى اللَّه ، يعنى الى الموضع الذى لا يملك الحكم عليهم فيه الا اللَّه . پس آن گه اين بندگان را پس از مرگ با محشر قيامت برند ، تا اللَّه بر ايشان حكم كند . «
مَوْلاهُمُ الْحَقِّ »
آن خداوندى كه مولى ايشان براستى اوست ، و حاكم بسزا اوست . « موليهم » اگر بر عموم برانى ، معنى مولى سيّد است و مالك ، تا كافر و مؤمن در تحت آن شود ، و اگر تخصيص كنى بر مؤمنان ، معنى مولى ولى و ناصر بود ، و كافران در آن نشوند ، كه جاى ديگر گفت :
« ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى