وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ
- هر چه در بيابان است و در آبادان ، مىداند . هر چه در خشك زمين است از نبات و تخم و گياه ميداند . و هر چه در بحر زندگى كند ، و هر چه در آن هلاك شود همه داند .
ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها
عدد برگ درختان همه داند . آنچه بر درخت بماند داند ، و آنچه بيوفتد داند كه كى جدا شد ؟ و چند بار گرد خود برگشت ؟ و چون بيفتاد ؟ بر روى افتاد يا بر پشت ؟ «
وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ »
هيچ دانه و تخمى در زير زمين نيفتد كه نه اللَّه داند كه رست يا نرست . آنچه نرست چون شد ؟ و آنچه رست كى رست ؟ و چون رست ؟ و از آن چه رست ؟ و چون شد ؟
ابن عباس گفت : «
فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ »
يعنى فى الثّرى تحت الصّخرة فى اسفل الارضين السبع . هر چه در هفتم طبقهء زمين زير صخره است اللَّه ميداند .
وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
- اين از جوامع قرآن است كه همه چيز كه در جهان است در زير آنست . هر چه حيوان است رطب است ، و هر چه موات يابس .
ابن عباس گفت : « الرّطب الماء و اليابس البادية » . و گفتهاند : هر چه رويد رطب است ، و هر چه نرويد يابس . عبد اللَّه حارث گفت : اين درختان و نبات زمين است كه اللَّه داند كه چندتر بماند و كى خشك گردد . و
عن نافع عن ابن عمر عن النبىّ ( ص ) قال : « ما من زرع على الارض و لا ثمار على الاشجار الا عليها مكتوب : بسم اللَّه الرحمن الرحيم .
رزق فلان بن فلان ، فذلك قوله تعالى فى محكم كتابه :
وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
.
جعفر بن محمد گفت :
الورقة السقط ، و الحبّة الولد ، و ظلمات الارض الارحام ، و الرّطب ما يحيى ، و اليابس ما يقبض ، و كل ذلك فى كتاب مبين .
و قيل : الرّطب لسان المؤمن ، رطب بذكر اللَّه ، و اليابس لسان الكافر لا يتحرّك بذكر اللَّه و بما يرضى اللَّه . «
إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
- اين را دو معنى گفتهاند : يكى آنست كه مثبت فى علم اللَّه متقن . هيچ چيز