به آن هلاك كردمى ، تا اين مطالبت يكديگر ميان ما بريده گشتى ، از ما مطالبت شما باخلاص عبادت ، و از شما مطالبت ما بتعجيل عقوبت .
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ
- اى هو أعلم بوقت عقوبتهم ، فيؤخرهم الى وقته و أنا لا اعلم ذلك .
النوبة الثالثة
قوله تعالى :
وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخافُونَ
الاية - خوف اينجا بمعنى علم است ، و ترسنده بحقيقت اوست كه علم ترس داند ، ترس بىعلم ترس خارجيان است ، و علم بى ترس علم زنديقان ، و ترس با علم صفت مؤمنان و صديقان . اينست صفت درويشان صحابه و اصحاب صفّه ، هم ترس بود ايشان را و هم علم ، هم اخلاص بود ايشان را و هم صدق . رسول خدا ( ص ) روزى بايشان برگذشت . ايشان را ديد هر يكى كان حسرت شده ، و اندوه دين بجان و دل پذيرفته ، با درويشى و بىكامى بساخته ، ظاهرى شوريده ، و باطنى آسوده ، قلادهء معيشت و نعمت گسسته ، و راز ولى نعمت بدل ايشان پيوسته ، چشمهاشان چون ابر بهاران ، و رويها چون ماه تابان . همه در آن صفّه صف كشيده ، و نور دل ايشان بهفت طبقهء آسمان پيوسته . رسول خدا آن سوز و نياز و آن راز و ناز ايشان ديد ، گفت : « ابشروا يا اصحاب الصفة ! فمن يقى منكم على النعت الذى انتم عليه اليوم ، راضيا بما فيه ، فانه من رفقايى يوم القيامة » .
زهى دولت و كرامت ! زهى منقبت و مرتبت ! از دور آدم تا منتهى عالم كرا بود از اولياء و اتقيا اين خاصيت و اين منزلت ؟ قدر شريعت مصطفى ايشان دانستند ، و حقّ سنّت وى ايشان گزاردند . ربوبيت ايشان را متوارى وار در حفظ خويش بداشت ، و بنعت محبّت در قباب غيرت بپرورد . و ايشان را نزّاع القبائل گويند : بلال از حبش و صهيب از روم و سلمان از پارس . نزّاع القبائل بدان معنىاند كه از قبيلههاشان بيرون كنند