المختار يبعث الى ابن عمر بالمال فيقبله ، و يقول : لا اسأل احدا شيئا ، و لا اردّ ما رزقنى اللَّه . و گفتهاند : حلال طيب آنست كه آنچه خورد بر شهود رازق خورد ، اگر بدين رتبت نرسد بر ذكر وى خورد ، كه مصطفى ( ص ) گفت :
« سمّ اللَّه و كل بيمينك و كل مما يليك » .
و زينهار كه بغفلت نخورى كه خوردن بغفلت در شريعت ارادت حرام است و تخم طغيانست ، و اهل غفلت را ميگويد عزّ جلاله :
يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ الْأَنْعامُ وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُمْ
.
لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ
- جوانمردان طريقت در غلبات وجد خويش تجديد عهد و تاكيد عقد را گه گه سوگندى ياد كنند كه : و حقك لا نظرت الى سواك و لا قلت لغيرك و لا خلت عن عهدك . اين سوگندها به حكم توحيد لغو است ، و از شهود احديّت سهو ، كه بنده را چه جاى آنست كه خود را وزنى نهد ، يا كسى پندارد ! يا گفت خود را محلّى داند ! تا برو سوگند نهد ! بلكه سزاى بنده آنست كه احكام وى را بحسن رضا استقبال كند ، اگر خوانند يا راند در آن اعتراض نيارد ، و از آن اعراض نكند ، و در حقايق ، وصلت و هجرت نگويد . آنچه دهد گيرد ، و آنچه آيد پذيرد ، و بحقيقت داند كه مهربان بر كمال اوست ، و مقدر و مدبر به همه حال اوست .
پير طريقت گفت : « اى نزديكتر بما از ما ! و مهربانتر بما از ما ! نوازندهء ما بىما ، بكرم خويش نه بسزاء ما ، نه كار بما ، نه بار بطاقت ما ، نه معاملت در خور ما ، نه منت بتوان ما ، هر چه كرديم تاوان بر ما ، هر چه تو كردى باقى بر ما « 1 » . هر چه كردى بجاى ما به خود كردى نه براى ما » .
و چنان كه كفارت در شريعت به زبان علم معروفست اما العتق و اما الاطعام و اما الكسوة فان لم يستطع فصيام ثلاثة ايام ، هم چنان كفارت طريقت به زبان اشارت سه قسم
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : ورما .