تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
و او را در خاك نهاد ، و بجاى وى نشست . پير زن چون وى را چنان ديد آهى كرد ، و جان بداد :
هر مرحله‌اى كه بود راهى كرديم * وز آتش دل آتشگاهى كرديم در هر چيز بتا ! نگاهى كرديم * ديديم در آن نقش تو آهى كرديم .
آرى جان و جهان كشش اين كار كند ، و جذبهء الطاف اين رنگ دارد . جذبة من الحق توازى عمل الثقلين .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ
- نشان سعادت بنده آنست كه بر حدّ فرمان بايستد « 1 » ، و از اندازهء شرع در نگذرد . اگر مباحى بيند بخضوع و خشوع پيش شود ، و بجان و دل در پذيرد ، و گر محظورى بيند بايستد « 2 » و در آن تصرف نكند ، و جحود نيارد . هواى و دل خواست خويش در باقى كند ، و خود را بدست زمام شريعت دهد :
اگر نز بهر شرعستى در اندر بنددى گردون * و گر نز بهر دينستى كمر بگشايدى جوزا .
وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً
- حلال طيّب آنست كه بىطلب از غيب درآيد ، و هر چه از غيب آيد بىعيب آيد . بجان و دل قبول بايد كرد ، و رازق را در آن نهمار شكر بايد كرد . خبر درست است كه رسول خدا ( ص ) عمر خطاب را عطا داد . عرم گفت : اعطه افقر اليه منى ، فقال ( ص ) : « خذه فتمولّه ، و تصدق به ، فما جاءك من هذا المال و انت غير مشرف و لا سائل ، فخذه ، و مالا فلا تتبعه نفسك » ، و قال نافع كان
هامش
( 1 ، 2 ) - نسخهء ج : بيستد .