تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
و بقى قسيسا على الحق و الاستقامة و الاقتصاد ، فمن كان على هديه و دينه فهو قسيس .

النوبة الثالثة

قوله تعالى :
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ
- سموم قهر بود كه از ميدان جلال در عالم عدل بر نهاد . آن بىحرمتان بى سرمايگان تافت ، و ايشان را در قيد شقاوت كشيد ، تا دل ايشان نهبهء شيطان گشت ، و به زبان بيگانگى گفتند : المسيح بن مريم . باز تاريكى كفر و حيرت و ظلمت شقاوت بيفزود ، قدم برتر نهادند در كفر ، و گفتند :
ثالِثُ ثَلاثَةٍ
آرى چه توان كرد منادى عدل بود كه در ازل بانگ بيزارى بر ايشان زد ، و در وهدهء نبايست ايشان را داغ قطيعت نهاد ، و بصائر ايشان معلول و مدخول كرد تا ديدهء تمييز نداشتند و فرق ندانستند ميان ربوبيت و عبوديت . لاهوت بناسوت فرو آوردند ، و جلال قدم با صفت عدم برابر نهادند ، و اين مايه ندانستند كه : « لم يكن ثم كان » ديگر است و « لم يزل و لا يزال » ديگر . عيسى نابودهء دى ، بيچارهء امروز ، نايافتهء فردا ، جوان دى ، كهل امروز ، پير فردا ، مردهء پس فردا چگونه برابر بود با خداى بىهمتا ، معبود يكتا ، خدايى را سزا ، نه متعاور اسباب ، نه متعاطى طلاب ، نه محتاج خورد و خواب ، هرگز ماننده كى بود كرده بكردگار ، آفريده بآفريدگار ، عيسى نبوده و پس ببوده ، و آنكه محتاج طعامى و شرابى و خوابى و قضاء حاجتى گشته ، با اين عيب و عار چگونه توان گفت كه خداست . و نيز گفت :
لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً
- نه در دست او جلب نفع ، نه در توان او دفع ضرّ ، نه كسى را سود تواند ، نه گزند از كسى بازدارد . اين چنين كس خدايى را چون شايد ! خدا اوست كه خالق همه اوست ، سود و زيان ، بند و گشاد ، نيك و بد ، امر و نهى همه در توان اوست . نافذ در همه مشيت اوست ، روان بر همه امر