تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
تكون » بضم النون ، على معنى انه لا تكون فتنة . الفتنة الابتلاء و الاختبار ، يقول : ظنّوا ان لا يبتلوا و لا يعذبهم اللَّه . جهودان پس مرگ موسى ( ع ) در زمانى متطاول كه پيغامبرى ديگر نيامده بود چنان دانستند و پنداشتند كه ايشان را فرو گذاشتند ، و به پيغامبرى ديگر ايشان را بنخواهند آزمود تا استوار گيرند يا نه . پس اللَّه تعالى عيسى را بايشان فرستاد . قومى بعيسى باز كافر شدند ، و كور و كر گشتند ، يعنى به آنچه شنيدند عمل نكردند تا هم چنان بود كه نشنيدند و نديدند چون كوران و كران . پس چون عيسى را به آسمان بردند ،
تابَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ
اى ارسل اليهم محمدا ( ص ) يعلّمهم ان اللَّه قد تاب عليهم ان آمنوا و صدّقوا . مصطفى را پس از آن بايشان فرستادند ، و ايشان را خبر داد كه اگر ايمان آريد و تصديق كنيد اللَّه شما را توبت داد و باز پذيرفت . ايشان هم تصديق نكردند ، و فراوانى از ايشان كافر شدند ، و باز كور و كر شدند ،
عَمُوا وَ صَمُّوا
اذ كفروا بعيسى ،
ثُمَّ عَمُوا وَ صَمُّوا
اذ كفروا بمحمّد ( ص ) ،
وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ
فى تعاميهم و تصاممهم .

النوبة الثالثة

قوله تعالى :
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا
الآية - اين آيت از روى اشارت بيان فضيلت امت محمد است و شرف ايشان بر اهل كتاب ، از بهر آنكه رب العالمين مغفرت ايشان بر تقوى بست ، و تقوى در مغفرت و رحمت شرط كرد . مقتضى دليل خطاب آنست كه هر كرا تقوى نيست وى را مغفرت نيست . باز در حق امت گفت :
« هُوَ أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ »
يعنى اهل ان يتقى ، فان تركتم التقوى فهو اهل لان يغفر . ميگويد : اوست جل جلاله سزاى آنكه از وى ترسند ، و در بندگى او تقوى پيش گيرند . پس اگر تقوى نبود او سزاى آنست كه بيامرزد بفضل خويش و