همچنين ابليس مهجور دانست كه اللَّه تعالى وى را به آن معصيت كه كرد بگيرد و عقوبت كند ، و آن گه همى كرد ، و هواء خويش بر طاعت حق ايثار ميكرد ، و ازين جنس اگر بر شماريم فراوان است و آن همه بارادت و تقدير خداى جهانست .
قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ
- اين ذلك اشارتست فرا تصديق مؤمنان و هدى اللَّه ايشان را بنزديك خدا ، و اين آيت جواب جهودان است كه گفتند ندانيم دينى بتر از دين شما . رب العالمين گفت : يا محمد ايشان را جواب ده كه : خبر كنم شما را به بتر از آنكه شما مؤمنان را مىپنداريد بپاداش نزديك خدا .
مَثُوبَةً
نصب على التفسير است .
مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ
اين من دو وجه دارد : يكى آنكه محل آن خفض است بر بدل شرّ ، و بديگر وجه محل آن رفع است بر اضمار هو ، يعنى : هو من لعنه اللَّه ، و برين وجه معنى آنست كه : چون اين آيت آمد كه :
قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ
جهودان گفتند : من هم ؟ مصطفى ( ص ) گفت :
مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ
يعنى : هو من لعنه اللَّه .
وَ غَضِبَ عَلَيْهِ وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازِيرَ
- قردة از جهودان است و خنازير از ترسايان ، قردة از صيادان شنبهاند به ايله ، و خنازير از مكذبانند بمائده ، و
عَبَدَ الطَّاغُوتَ
پرستندگان گوسالهاند . طاغوت اينجا عجل است . حمزه تنها
وَ عَبَدَ الطَّاغُوتَ
خواند بضمّ با ، و طاغوت بخفض بر سبيل اضافت . و عبد بر مثال حذر و فطن بناء مبالغت است بر معنى عابد ، يعنى : ذهب فى عبادة الطّاغوت كلّ مذهب . باقى قرّاء عبد بفتح با و دال خوانند ، و طاغوت بنصب ، و معطوفست بر ما تقدّم ، يعنى :
مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ
و
عَبَدَ الطَّاغُوتَ
.
أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً
اى مكانة و منزلة ،
وَ أَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ
اى عن قصد السبيل طريق الهدى .
وَ إِذا جاؤُكُمْ قالُوا آمَنَّا
- در ميان جهودان منافقانى بودند كه در پيش رسول