و يصلى ، فيقول اللَّه عز و جل : انظروا الى عبدى هذا يؤذّن و يقيم الصّلاة ، يخاف منى ، قد غفرت لعبدى ، و أدخلته الجنة » ،
و قال عمر : « لو كنت مؤذّنا لما باليت ان لا أجاهد و لا احجّ و لا اعتمر بعد حجّة الاسلام » .
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا
- ابن عباس گفت : نفرى از جهودان برسول خدا آمدند ابو ياسر بن اخطب و رافع بن ابى رافع و اشيع و امثال ايشان ، و پرسيدند از رسول خدا كه از پيغامبران مرسل كداماند كه ايمان به ايشان ميبايد آورد ؟ رسول گفت :
« آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ عَلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِيَ مُوسى وَ عِيسى »
. چون نام عيسى شنيدند نبوّت وى را جاحد شدند و انكار نمودند و گفتند : ايمان نياريم بآنكس كه بوى ايمان آرد و سوگند ياد كردند ، و گفتند : و اللَّه كه ندانيم بتر ازين دين كه شما داريد . رب العالمين بجواب ايشان اين آيت فرستاد :
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا
اى هل تكرهون و تنكرون منّا الا ايماننا و فسقكم ؟ اين خلاصهء سخن است يعنى شما كراهيت ميداريد ايمان ما ، و ميدانيد كه ما بر حقّيم ، و اين كراهيت شما از آن است كه شما فاسق گشتيد و بر دين باطل بمانديد ، بسبب آن رياست كه يافتهايد ، و رشوت ميستانيد ، و مال بدست مىآريد .
وَ أَنَّ أَكْثَرَكُمْ فاسِقُونَ
- و او زيادت است ، معنى آنست : لفسقكم نقمتم علينا الايمان . اگر كسى سؤال كند ، گويد : چون تواند بود كسى كه دين حق شناسد ، و حقيقت و صدق آن داند ، آن گه دين باطل گيرد ، و حق بگذارد ، اين بعقل چون راست آيد ؟ جواب آنست كه مثل اين در مشاهده بسى ديدهايم و شنيده ، كسى كه داند بتحقيق كه قتل گناهى صعب است و كبيرهاى بزرگ ، مرد را بدوزخ برد و بعقوبت در افكند ، و آن گه در آن ميكوشد و مىكند شفاء غيظى را يا سلب مالى را ، و