فبشّر صلّى اللَّه عليه و سلم اصحابه بهلاك الاسود . فرقهء دوم بنو حنيفه بودند در يمامه و رئيس ايشان مسيلمة بن حبيب ابو المنذر الكذاب الحنفى كه دعوى پيغامبرى كرد اندر يمامه ، و برسول خدا نبشت : من مسيلمة رسول اللَّه الى محمد رسول اللَّه ، اما بعد فان الارض نصفها لك و نصفها لى . و رسول خدا جواب نبشت :
« من محمد رسول اللَّه الى مسيلمة الكذاب ، امّا بعد ف
إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ »
.
پس رسول ( ص ) از دنيا بيرون شد ، و كار مسيلمه در يمامه بالا گرفت يك چندى ، آن گه در عهد ابو بكر صديق بدست خوّات و وحشى كشته شد ، تا وحشى ميگفت پس از آن : قتلت خير الناس فى الجاهلية ، و قتلت شرّ النّاس فى الاسلام . و فرقه سيوم بنو اسد بودند و رئيس ايشان طلحة بن خويلد . اين طلعة در حيات مصطفى در آخر عهد وى دعوى پيغامبرى كرد ، و پس از وفات مصطفى روزگارى در آن ردّت بماند و ابو بكر صديق خالد وليد را با لشكرى بجنگ وى فرستاد ، وى بهزيمت شد ، روى به شام نهاد ، و در بنى حنيفه گريخت ، پس مسلمان گشت و حسن اسلامه . اما آن هفت گروه كه پس از وفات مصطفى در خلافت ابو بكر صدّيق مرتد گشتند يكى قراره بود ، رئيس ايشان عيينة بن حصن . دوم غطفان امير ايشان قرة بن سلمه . سيوم بنو سليم سر ايشان العجاه بن عبد ياليل . چهارم بنو يربوع مهتر ايشان مالك بن نويره .
پنجم طائفهاى از بنى تميم و سر ايشان زنى بود كه او را سجاحه بنت المنذر ميگفتند دعوى پيغامبرى كرد و خود را بزنى به مسيلمة الكذّاب داد . ششم فرقه كنده بود رئيس ايشان الاشعث بن قيس . هفتم بنو بكر بن وائل بودند در زمين بحرين ، و پيشرو ايشان الحطيم بن زيد بود . امّا آن فرقت كه در عهد عمر خطاب مرتد گشتند جبلة بن ايهم الغسانى بود و اصحاب وى . و اخبار اهل ردّت و قصهء ايشان در تواريخ مشهور است ، و شرح آن اينجا احتمال نكند .