و شدتهم على الكافرين تفضّل من اللَّه عليهم . . .
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
- اى انّما واليكم و مواليكم و متوليكم اللَّه و رسوله .
ولى و مولى در لغت عرب هر دو يكيست . يقول تعالى :
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا
، و قال فى موضع آخر :
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا
، و معناهما واحد ، و
فى الخبر : من كنت مولاه فعلى مولاه
يعنى فى ولاية الدّين ، و هى اجلّ الولايات « 1 » . گفتهاند : ولايت اينجا بمعنى اتصال است :
« اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا »
و
« مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا »
لانّه جلّ و عزّ قد وصلهم برحمته و هو يلى امورهم ، و يختصّهم بالرّحمة دون غيرهم . ميگويد : مؤمناناند كه برحمت اللَّه مخصوصاند ، و با خداى پيوند دوستى دارند ، و خداى كارساز و همدل « 2 »
هامش
( 1 ) - شيخ طبرسى در تفسير مجمع البيان نقل مىكند كه « ولى » در آيهءإِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ . . .كسى است كه بر خلق ولايت داشته بامور آنان قيام كند و واجب الاطاعه باشد . مفهوم آيه اينست كه كسى كه عهدهدار مصالح شماست و بتدبير امور شما ميپردازد همانا خداوند و پيغمبر اوست كه پيغمبر نيز بامر الهى به اين كار قيام مىكند و نيز ولى كسانى هستند كه ايمان آوردند . پس از آن «آمَنُوا »را توصيف كرد و فرمود : آنان كه نماز را بشرايط آن ميگزارند و زكات ميدهند در حالى كه راكعند . اين آيه از روشنترين دلايل بر صحت امامت بلا فصل على ( ع ) است زيرا چنان كه گفتيم ولى در اين مورد بمعنى اولى بتدبير امور و واجب الاطاعه است چنان كه لغت نيز اين را تأييد مىكند ، و مراد ازالَّذِينَ آمَنُوانيز على ( ع ) است ، بنا بر اين نصّ بر امامت على ثابت مىشود . و جائز نيست كه ولايت بمعنى ولايت دين ( قرض ) يا محبت تعبير شود زيرا در آغاز آيهإِنَّماآمده و آن اختصاص را مىرساند ، و در صورتى كه بمعنى مذكور باشد اختصاص در آن نخواهد بود ، چه خداوند مىفرمايد :وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ. و اما اينكه منظور ازالَّذِينَ آمَنُواعلى ( ع ) است ، بنا بروايتى است كه از طريق عامه و خاصه وارد شده است و آن اينكه حضرت على در حال ركوع انگشتر خود را بسائل بخشيد ، و جمع بودنالَّذِينَ آمَنُوابا اين قول منافاتى ندارد زيرا اهل لغت گاهى مفرد را به منظور تفخيم و تعظيم به صورت جمع بيان كنند » . براى اطلاع بيشتر به تفسير مجمع البيان ذيل آيهء مذكور رجوع شود .
( 2 ) - نسخهء الف : هام دل .