تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
ايشان نميخواهم ، كه يار و دوست من جز خداى و رسول نيست . عبد اللَّه ابى سلول گفت : من بارى موالات جهودان و دست با ايشان يكى داشتن و با ايشان پناهيدن فرو نگذارم ، كه از دوائر و نوائب ميترسم ، روزگار و حال و دولت گردان است ، نبايد كه حال بر ما بگردد و ما را بايشان حاجت بود . رسول خدا گفت : اگر حاجت بود ترا با ايشان حاجت بود نه عباده را ، و موالات با ايشان تراست نه وى را . عبد اللَّه منافق گفت : پس من اين مىپذيرم ، و روا ميدارم . پس رب العالمين در شأن ايشان اين آيت فرستاد . سدى گفت : نزول اين آيت بعد از واقعهء احد بود ، قومى مسلمانان از مشركان بترسيدند . يكى گفت : من بر جهودان روم ، و از ايشان امان خواهم ، تا ايمن گردم . ديگرى گفت : من به زمين شام شوم . از ايشان زينهار و پيمان ستانم . رب العالمين اين آيت فرستاد ، و هر دو را از آن موالات جهودان و ترسايان باز زد ، آن گه گفت :
بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ
- اين جهودان و ترسايان و منافقان دوستان يكديگرند ، نصرت ميدهند يكديگر را ، و بر مخالفت مسلمانان دست يكى ميدارند ، بو موسى اشعرى ، عمر خطاب را گفت : مرا دبيرى نصرانى است . عمر گفت : قاتلك اللَّه ! الا اتخذت حنيفا ، اما سمعت قول اللَّه :
لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ
؟ بو موسى گفت : مرا با دين وى چه كار ، مرا دبيرى وى به كار است نه دين وى . عمر گفت : « لا اكرمهم اذ اهانهم اللَّه ، و لا أعزهم اذ أذلّهم اللَّه ، و لا ادينهم اذ اقصاهم اللَّه » .
وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ
- فى معصية اللَّه و سخطه و عذابه يوم القيامة ، هر كه ايشان را گزيند ، و يارى دهد ، و بدوستى گيرد ، فردا در قيامت با ايشان است در سخط و عذاب خدا .
إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
هر چه در قرآن از اين لفظ است در ظالم و در فاسق ، معنى آنست كه اللَّه سازندهء كار ايشان نيست . وجهى ديگر است كه هر چه در آن لا يهدى است معنى آن ظالم و فاسق ، و جز از آن كافر است . ميگويد : راهنمايى