تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
نيست آن كس را كه در علم اللَّه كافرى راست يعنى : الكافرين فى علمه .
فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
- مرض ايدر شك است ، و نفاق در دين ، و در شأن عبد اللَّه ابى سلول است و اصحاب وى .
يُسارِعُونَ فِيهِمْ
يعنى فى مودّة اهل الكتاب و معاونتهم على المسلمين بالقاء الاخبار اليهم . ميگويد : اين منافقان در صحبت جهودان ميشتابند ، و با ايشان موالات ميگيرند ، و ميگويند كه : از گردش روزگار ميترسيم كه بر محمد جاى شكستگى افتد ، و كار وى بسر نشود ، يا خشك سالى و قحطى در پيش آيد ، و بنعمت ايشان ما را حاجت بود ، يا از دشمنى رنجى رسد كه بمعاونت ايشان محتاج باشيم ، پس با ايشان انبوه باشيم ( 1 ) و با ايشان پناهيم روز حاجت را . تمّ كلامهم ، اينجا سخن ايشان تمام شد .
فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ
- واجب است از خداى تعالى بر وعده‌اى كه مؤمنانرا داده است ، كه مسلمانان را بر كافران ظفر دهد و نصرت كند بر مخالفان دين ، و فتح آرد يعنى فتح مكه ، « او امر من عنده » يا كارى برسازد از نزديك خويش ، و آن سه چيز است : تذليل جهودان و كشف منافقان و هزيمت مشركان .
فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ
پس چون اللَّه تعالى مؤمنان را فتح و نصرت داد ، و جهودان خوار گشتند ، آن منافقان از آنچه در دل داشتند كه با ايشان موالات كنند و خبرها بايشان افكنند ، پشيمان شدند ، و مؤمنان گفتند
: « أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ »
اين جهودان آنند كه سوگند ميخورند با منافقان كه ما با شماايم .
حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ
آن اميدهاى منافقان و آن پناهيدن ايشان باطل شد . و اگر گويى
هؤُلاءِ
منافقان‌اند ، و
لَمَعَكُمْ
كاف و ميم جهودان‌اند ، وجهى دارد ، و قول پيشينه به است كه كاف و ميم بر منافقان نهى و هؤلاء بر جهودان . و روا باشد كه هؤلاء منافقان باشند و معكم
هامش
1 - نسخهء الف : بيم .