فرزندان قرار مىدهد و از انفاق در راه خدا به سبب آزمندى و چنگ زدن به دامان دنيا بخل مىورزد ، همانند كسى است كه به آخرت و آنچه در آن است از پاداش و پادافراه و ثواب و عقاب كفر مىورزد ( و اخگر حقيقت را به خاكستر انكار و عناد مىپوشاند ) ، و گرنه آخرت را هدف خود قرار مىداد و آنچه مىتوانست به سبب رغبت و علاقه به خرسندى خدا و پاداش او ، و بيم از خشم و مجازات او ، در راه آن هدف بذل مىكرد ، و بلكه - در آن صورت - به سوى كارهاى نيك و خيرات مسابقه مىداد و از ديگران پيشى مىجست ، زيرا خيرات در آخرت توشه و بهاى آن است ، و چه بسا كه قرآن از اين رو با كلمهء « علم » به ما امر مىكند و مىگويد :
«
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا
- بدانيد كه براستى ، جز اين نيست كه زندگى دنيا ، » در اينجا سه تأكيد وجود دارد : يكى دعوت و فراخواندن مؤكّد به علم و دانستن ، دوم ادات تأكيد « إنّ - همانا ، بتحقيق » ، و سوم حصر ( يعنى منحصر كردن حكم به محكوم عليه ) « إنّما - جز اين نيست ، فقط اين است . » جايى كه اين تأكيدهاى پياپى در مورد حقيقتى مىآيد بدان معنى است كه هم آن حقيقت و موضوع اهميّت دارد و هم مهمّ است كه انسان آن را بداند و از آن نيك آگاه شود .
پس آن حقيقت چيست ؟
اين است كه براستى زندگى دنيا براى آن كس كه آن را مىخواهد و در پى آن است ، «
لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ
- بازى است و سرگمى به بيهودگى و آرايش ، » لعب ( : بازى ) همان كار باطل و بى هدف عاقلانه است ، خداى تعالى از ابراهيم ( ع ) سخن مىگويد : / 76 «
قالَ لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ . قالُوا أَ جِئْتَنا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ
« 105 » - گفت : هر آينه شما و پدرانتان در گمراهى آشكارى بودهايد . گفتند : براى ما سخنى حق آوردهاى يا خود از
هامش
( 105 ) - الانبياء / 55 .