ايمان آوردهايد ! فرمان بريد از خدا و از رسول و صاحبان امر خود فرمان بريد » ، زيرا ايشان حجّت خدايند و در اويند كه ( فرمانها ) از آن درمىآيد ، و پيوستن به آنان و تسليم به رهبرى ايشان جزئى جدايى ناپذير از ايمان راستين و حقيقى است كه انسان را به درجهء دوستداران راستين و شهيدان بالا مىبرد . و آيا ايمان جز به دوستدارى و فرمانبردارى از اولياء و جدا شدن از سلطهء هر رهبريى جز رهبرى ايشان راستين تواند بود ؟ ! و آيا گواهى و شهادت امّت عادى جز به گواهى و شهادت رسول بر آن كامل و تمام خواهد بود ؟ ! . . .
از اين روست كه خداوند بر ايمان به خود ، ايمان به فرستادگانش را عطف كرده و گفته است :
«
وَ رُسُلِهِ
- و فرستادگان او . » مراد تمام فرستادگان و رسولاناند ، زيرا مسير و راه آنان يكى و هر يك كامل كنندهء آن ديگرى است ، و آنچه آوردهاند از ارزشها و اندرزهايى كه بيان كرده و روشهاى نيك و سيرتهايى صالح كه نهادهاند ، همه اندوختهاى براى تمدّن است و جا دارد و مىسزد كه بشريّت و طبيعة مؤمنان از آنها بهره جويند . و در مورد فرمانبردارى عملى از رسول آنچه از شرايع و قوانين پيشين نسخ نشده به قوت خود باقى است ( و بايد اطاعت شود ) زيرا رسالتها در پى يكديگر و براى تكميل مسير ( شريعت الهى ) آمدهاند .
شايد حكمتى كه در تأكيد بر ايمان به تمام رسولان وجود دارد اين باشد كه ممكن است آنجا كه پيش از اين ( قرآن ) اهل كتاب را انتقاد كرد و انحرافشان را نشان داد ، پارهاى ذهنها چنين پندارند كه آن طعن و انتقاد متوجه رسالتهاى پيشين است ، از اين رو روند آيه و بيان الهى با تأكيد بر ضرورت ايمان به تمام رسالتها اين شبهه را زايل و بر طرف كرد . و آن گاه كه بشر به سطح ايمانى كه پيش ازين بيان شد ارتقا يابد ، دوستدار ناب يا شهيد مىشود و اشاره قرآن شامل او مىگردد كه :
«
أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ
- و آنان همان دوستداران راستين و شهيدان نزد پروردگار خويشند ، »