پس مؤمنان تا وقتى صدقه مىدهند و انفاق مىكنند در درجهء اوّل اين امر دليلى بر « صدق » و راستى آنان است و در درجه دوم دليل به كار افتادن و پويايى آنان است پس از جمود و توقف ، و اين پويايى به سبب انصراف از دنياست كه منتهى به سخت دلى مىشود .
دو آيهء پيشين براى آن آمده است كه پارهاى از مؤمنان را از اين گودال كه پيشپاى مؤمنان راستين نيز قرار دارد و ورطهاى است كه منافقان ، پيش از آن كه در گرداب فسوق و نافرمانى افتند ، بدان گرفتار مىآيند بيرون بكشد ، ورطهء منافقانى كه در بذل داراييهاى خود بخل مىورزند و در راه خدا انفاق نمىكنند ، خداى تعالى گويد : «
وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقِينَ هُمُ الْفاسِقُونَ
« 90 » - دستهاى خود را ( از انفاق ) مىبندند ، خدا را فراموش كردهاند : خدا نيز ايشان را فراموش كرده است ، زيرا منافقان همان فاسقان و نافرمانانند » ، پس طبيعى است كه در چنين حالى خداوند فرا خواندن به انفاق در راه خود را به آن دو آيه بپيوندند :
/ 68 «
إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَ الْمُصَّدِّقاتِ
- همانا مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده ، » صدقه چيزى است كه انسان در واقع ( و به صدق نيّت ) به پروردگار خود تقديم مىكند ، زيرا در حقيقت ، اوست كه امر مىكند و وعده پاداش مىدهد و آدمى را به انفاق برمىانگيزد ، صدقه را از آن رو « صدقه » خواندهاند كه « صدق » يعنى راستين و استوار بودن ايمان را ثابت مىكند ، و تنها منحصر به انفاق مال مستحبّ و واجب نيست ، بلكه شامل تمام اعمال نيك و صالح مىشود گر چه ظاهر روند عبارت همچون كلمهء ( انفاق و صدقه ) بر بذل مال و دارايى دلالت دارد . در حديث آمده است : رسول خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) گفت : « هر معروف ( كار نيك ) صدقه است خواه به توانگر باشد يا به فقير » « 91 » و گفت : « رفع گزندى به وسيلهء تو از
هامش
( 90 ) - التوبة / 67 .
( 91 ) - بح ( بحار الانوار ) ، ج 96 ، ص 122 .