آخرت قرار دهند ، آن را با آخرت مبادله مىكنند ، دنيا را مىگيرند و عقبى را رها مىكنند ، و چون مصيبت و بلايى به يكى از آنان رسد نوميدى و افسوس خوردن در دلش استوار و مؤكّد مىشود ، و اگر خير و نعمتى به دو رسد به صورتى بزرگتر ( و با حرصى فزونتر ) چنگ در دامان دنيا مىزنند .
/ 55 در نتيجهء تأثير دو عامل نوميدى و دنيا دوستى مىبينى كه كسى در انفاق در راه خدا بخل مىورزد ، زيرا معتقد است كه انفاق او چيزى را عوض نمىكند و به دنياى او زيان مىرساند ، وى بدين حد نيز اكتفاء نمىكند بلكه به درجهاى پايينتر ، به پستگاه مبارزه با انفاق فرو مىافتد و ديگران را به بخل فرا مىخواند . بدين گونه است كه نوميدى منجرّ به فسوق و روى گرداندن از حق مىشود و در زندگى انسان دگرگونى خطرناك و ريشهدارى پديد مىآورد ، دگرگونى و تحوّل از ايمان به روى گرداندن و سر پيچى از فرمان ، چنان كه براى اهل كتاب پيش آمد . آنان نخست با حركتى الهى كه پيامبران اولى العزم و جز آنان آن را رهبرى مىكردند به حركت افتادند و ايمانى راستين و همراه با پاكدلى داشتند امّا چون دير زمانى گذشت و دستخوش مرور زمان شدند و نوميدى در نفوسشان رخنه كرد به حركت و رهبرى فسق آميزى كشانده شدند و هدفهايى پليد چون جنگ و مبارزه با مؤمنان و سودجويى از ملّتها و ستم بر آنان را برگزيدند . ما اكنون مىبينيم كه رهبرى مسيحيّت ( واتيكان ) و رهبرى يهود ( كنست ) همراه و پهلو به پهلوى بنيادهاى استكبارى براى براندازى اسلام برنامهريزى مىكنند ، طرحى كه با شور و اشتياق انتظار مىكشيدند روزى آن را به مرحلهء اجرا درآوردند و نيز مىبينيم تا كجا به بشريّت كه كتابهاى تورات و زبور و انجيل براى رهنمايى و نيكبختى آن آمده است ، ظلم و ستم روا مىدارند . امام صادق ( ع ) در روايتى بدين انحراف اشارتى دارد كه آن را در بخش « ادلّه » نقل خواهيم كرد .
شرح آيات :
[ 16 - 17 ] همان گونه كه درخت ، اگر صاحبش آن را آبيارى و مراقبت