تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
«
سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ
- تفاوتى نكند ، چه برايشان آمرزش بخواهى و چه نخواهى . خدايشان هرگز نخواهد آمرزيد . » در اين آيه پاره‌اى افكار مربوط به موضع اسلام را نسبت به قضيهء شفاعت مىخوانيم : نخست : سعى ذاتى نخستين محور تأثير شفاعت در مسير عملى انسان و سرنوشت او در پيشگاه خداوند است ، آنجا كه شفاعت در مورد كسى كه اساس راه او درست باشد پذيرفته مىشود ، اعمال صالح او شفيع او مىشوند و آمرزش خواهى مقرّبان در حق او قبول مىشود ، امّا اگر منافق يا كافر يا مشرك باشد مقرّبان هرگز براى او آمرزش نمىخواهند ، و اگر هم آمرزش بخواهند آن را به صورت ظاهر مىطلبند ، / 421 زيرا مقرّبان ( پيامبران و اوصياء ) به خشنودى خدا خشنودند و به خشم او خشمگين مىشوند ، پس منافقان را دوست ندارند و وقتى برايشان آشكار شود كه آنان بيقين دشمنان خدايند مايل به نجات آنان نمىشوند ، چنان كه ابراهيم ( عليه السّلام ) براى پدرش آمرزش خواست پيش از آنكه براى او بروشنى معلوم شود كه وى دشمن خداست ، امّا وقتى براى او اين معنى روشن شد از وى بيزارى جست . هم چنان كه صرف آمرزش خواهى ديگران منافق را در صورتى كه خود خويشتن را عوض نكند ، تبديل به مؤمن نمىگرداند و خدا نيز تا وقتى او خود براى خويش آمرزش نخواهد او را نمىآمرزد . خداى تعالى گفت : «
وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ ( فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ ) وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً
« 17 » - و اگر به هنگامى كه بر خود ستم كردند ( و مرتكب گناهى شدند ) نزد تو آمده بودند و از خدا آمرزش خواسته بودند و پيامبر بر ايشان آمرزش خواسته بود ، خدا را توبه پذير و مهربان مىيافتند . » دوم : شفاعت در يك تحليل عميق عبارت از اين است كه حسنهء بزرگى
هامش
( 17 ) - النساء / 64 .