تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
و طرحهاى آن را به علّت فقدان عامل اقتصادى كه جزئى از قوانين اجتماعى است به تعطيل كشانند . «
هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا
- اينان همانهايند كه مىگويند : به آنها كه پيرامون پيامبر خدايند چيزى ندهيد تا از پيرامونش پراكنده شوند . » اين سياست دشمنان اسلام در طول تاريخ است ، امّا آنچه آنها مىخواستند ، به عللى واقعى تحقّق نيافت كه مهمترين آنها عبارتند از اين كه : اوّلا : انگيزهء كسانى از مؤمنان راستين كه پيرامون رهبرى مكتبى بودند از پيوستن و فرمانبردارى از آن رهبرى هدف اقتصادى نبود ، چنان كه منافقان شكست خورده در برابر مادّه ( و مال ) تصوّر مىكنند ، بلكه آنان راه حق را به بينش دل مىديدند و بيگمان آمادهء پايدارى و ايستادگى در كنار آن و حتى شهيد شدن با شمشير يا مرگ از گرسنگى بودند . اين مرد ( عبد اللَّه بن حذافه ) يكى از آنهاست . روميان او را به اسير گرفتند و به دو پيشنهاد كردند نصرانى شود و او امتناع كرد ، پس او را به روغن جوشان افكندند تا استخوانهايش آشكار شد ، آن گاه كيش نصرانى را به دو پيشنهاد كردند و او هم چنان خوددارى كرد ، دستور دادند كه ديگر بار او را در روغن جوشان اندازند ، او به گريه درآمد ، گفتند : بىتاب شد كه مىگريد ! بزرگ آنها گفت : بازگردانيدش ، آن گاه وى گفت : مرا از آن رو گريان نمىبينى كه از آنچه با من مىكنيد به ستوه آمده و بىتاب شده‌ام ، بلكه از آن رو مىگريم كه جز يك جان ندارم كه در راه خدا با آن چنين كنند . دوست داشتم كه به اندازه هر موى خود جانى داشتم تا بر من دست مىيافتند و با من چنين مىكردند . « 18 » / 423 دوم : منابع اقتصادى در انحصار و احتكار منافقان نبود كه منع يا محاصرهء آنها موجب فلج شدن جنبش مكتبى شود ، بلكه موارد و اسباب توانگرى اقتصادى در طبيعت است و راهها و روشهايى دارد كه مؤمنان مىتوانند آنها را به كار برند و از
هامش
( 18 ) - سفينة البحار ، ج 2 ، ص 128 .