تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
مانند عشق به پيامبر و اطاعت از او و عمل به دستورات آن بزرگوار گناهانى را كه به جوهره و اساس ايمان لطمه‌اى نمىزند از بين مىبرد . سوم : اين آيه حدّ فاصل ميان دو نظريّه را روشن مىكند : نظريهء فدا ( بازخريد خويش ) و امثال آن كه بر ايمان به خدايان متعدّد مبتنى است و معتقد است برخى از آنها رأى خود را بر برخى ديگر تحميل مىكنند ، و بر آن است كه شفاعت اولياء و فرشتگان فرضى را بر خدا واجب مىسازد ، و نظريّه اسلام كه معتقد است شفاعت فقط دعايى از جانب مقرّبان است و پذيرفتن يا نپذيرفتن آن ، بدون وجوب و حتميّتى بسته به ارادهء خدا است . و تفاوت مهم ميان اين دو نظريّه آن است كه نظريّه نخستين عدم مسئوليّت انسان را به سبب اختلاف ملاء اعلى و تعدّد ادارهء هستى توجيه مىكند در صورتى كه نظريه دوم ضرورت تحمّل مسئوليّت انسان را تأكيد مىكند زيرا حتم ندارد كه خداوند شفاعت و آمرزش خواهى ديگران را در حق كسى مىپذيرد . «
إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ
- خدا مردم نافرمان را هدايت نمىكند . » اين آيه معادله را چنين مختصر مىكند : خدا به منافقان توفيق نمىدهد زيرا نافرمان‌اند ، و در نتيجه تحوّل مثبت در زندگى آنها صورت نمىپذيرد و پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله ) براى آنها آمرزش نمىخواهد و چون او براى آنها آمرزش نخواست خدا هرگز آنها را نمىآمرزد . با انديشيدن در پايان اين آيه براى ما روشن مىشود كه آمرزش خدا در هدايت انسان به وسيلهء او به سوى حق متجلّى است و نافرمانى همان / 422 سبب نفاق و دورويى است ، و اين كه هر كس از حدود خدا تجاوز كند در بيابان نفاق و گمراهى مىافتد . [ 7 ] از بارزترين مصداقهاى انحراف و گردنكشى منافقان و نافرمانى آنها همان جنگ اقتصادى است كه عليه رسالت و پيامبر به راه انداختند ، چنان كه تنها به خوددارى از انفاق اكتفاء نكردند بلكه ديگران را نيز به عدم انفاق برانگيختند تا جريان مسير مكتبى را از طريق پراكنده كردن مردم از پيرامون رهبرى تضعيف كنند
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 458 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي