اسلام مىنگرد كه اين همه تصويرى است از دشمن كيناندوز ، و خداوند آنها را چنين توصيف كرده است :
«
هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ
- ايشان دشمناناند از آنها حذر كن . » از اين سخن دو بينش را الهام مىگيريم :
نخست : تظاهر منافقان به محبّت و دوستى و مراعات اوضاع و احوال و شعاير اين جسارت را از مؤمنان سلب مىكند كه آنها را دشمن شمارند يا دست كم ايشان را در دشمن بودن آنها به شك مىافكند . و قرآن به صورتى از اين اختلاف در موضعگيرى نسبت به آنها اشاره مىكند : «
فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا
« 14 » - چيست شما را كه دربارهء منافقان دو گروه شديد ، و حال آنكه خدا آنان را به سبب كردارشان مردود ساخته است ؟ آيا مىخواهيد كسى را كه خدا گمراه كرده است هدايت كنيد ؟ و تو راهى پيش پاى كسى كه خداوند گمراهش كرده است نتوانى نهاد . » پس آن آيه براى اين آمده كه ما را آگاه سازد كه بيگمان آنها دشمنند و با كلامى پايان بخش و تميز دهنده ترديد را در مورد آنان بر طرف كند .
دوم : اين آيه موضعگيرى عملى را در برابر منافقان روشن مىكند . نخست شايسته است كه به دشمن بودن آنها ايمان آوريم و يقين كنيم / 418 و سپس از آنها فاصله بگيريم و بپرهيزيم ، و طبيعة رهبرى كه فشارهاى گوناگون آنها به قصد افكندن او به دامهاى آنان صورت مىگيرد ، هشيار باشد ، زيرا خطايى زشت است كه رهبرى سياسى يا دينى مسلمانان به صورتى ساده يا نرم و لغزان با اين خط رفتار كند كه همّت آن - چنان كه بيشتر اشاره كرديم - چرخيدن در پيرامون او و تغيير آراء و راندنش به مسيرى است كه در خدمت مصالح آن خط نفاق باشد .
«
قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
- خدا ايشان را بكشد . به كجا منحرف
هامش
( 14 ) - النساء / 88 .