شناسايى مجرمان شناختهاند ، و طريقهاى در تحقيقات جنايى بر همين اساس به وجود آوردهاند . و اين مطلب گذشت كه : « نزديك است مظنون به جرم بگويد :
مرا بگيريد » . « 12 » «
يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ
- هر آوازى را بر زيان خود مىپندارند . » آنان حقيقت خود و اعمال بد خويش را مىدانند ، از اين رو مىبينى كه در برابر كوچكترين اتهام يا انتقاد به صورتى پيچيده از خود دفاع مىكنند ( همان گونه كه مجرم در دادگاه از خود دفاع مىكند ) خواه آن انتقاد عليه آنان يا بر ضد ديگران يا به صورت عام بوده باشد . و از نكتههايى كه دربارهء قضاوت امير مؤمنان ( عليه السّلام ) آمده اين است كه چند تن را نزد او آوردند / 417 كه مظنون به اقدام به جرمى بودند و هيچ يك اعتراف نمىكردند ، حضرتش فرمود به شمارهء آنها شكافهايى در ديوار تعبيه كردند و به متّهمان امر كرد كه سرهاى خود را در آن شكافها قرار دهند و بيرون نياورند . آن گاه به صداى بلند فرياد كرد : گردنش را بزن ! ناگهان مجرم سر خود را بيرون آورد ، و رسوا شد . قرآن اين صفت روانى منافقان را در جايى ديگر به گفتهء خداى تعالى چنين تعبير كرده است : «
يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ
« 13 » - منافقان مىترسند كه مبادا از آسمان دربارهء آنان سورهاى نازل شود و از آنچه در دل نهفته دارند با خبرشان سازد . » ولى رهشناسى اسلام در ارزيابى اشخاص تنها متّكى به ظواهر نيست كه روشها و حيلههاى منافقان بر آن تأثير گذارد ، و چگونه چنين چيزى ممكن خواهد شد در حالى كه اين رهشناسى متكى به علم مطلق خدا و توفيق هميشگى او به دوستان و مؤمنان خود است ؟ از اين رو قرآن به گواهى دادن آنها نزد پيامبر و سوگندهاى سختشان و به ظاهر پيكرها و گفتههايشان نمىنگرد بلكه به حقيقت آنها از جهت كارهاى بد دشمنانهء مخالف امّت و رهبرى ربّانى و نيتهاى پليد نهفتهء عليه
هامش
( 12 ) - ضرب المثل است : كاد المريب أن يقول خذونى .
( 13 ) - التوبة / 64 .