خلال دارايى مىنگرد و از مسخ شخصيت انسانى به خاطر مال پروايى ندارد ، در حالى به دنيا مىآيد كه مىتواند ( بالقوّه ) انسانى متكامل شود ، ولى در حالى مىميرد كه از خصوصيّات انسانيت هيچ بهرهاى ندارد .
آزادى از رياست دوستى و مالدوستى ، و بيرون شدن از قيد بخل نفس مؤمنان را آزادگانى مىسازد كه در عرصهء زندگى بدون غل و زنجير آزادانه در حركتاند .
از آنجا كه ايثار قلّهء فضيلت است ، رسيدن بدان نياز به اقدام پرورشى پيوستهاى دارد كه با پناه بردن به خداى سبحان از چنگ آز و طمع و بخل نفس صورت مىپذيرد . در خبر از امام باقر ( عليه السّلام ) مروى است كه ابو بصير گويد :
به ابى جعفر ( عليه السّلام ) عرض كردم : آيا پيامبر خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله ) از بخل ( به خدا ) پناه مىجست ؟ گفت : « آرى ، اى ابا محمد ، هر صبح و شام ، و ما هم از بخل به خدا پناه مىبريم ، بنا به گفتهء خدا : «
وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
- و آنان كه از بخل نفس خود در امان مانده باشند رستگارانند . » « 52 » در حديث آمده است « بخل با ايمان در دل مرد مسلمان جمع نيايند و غبار حركت در راه خدا با دود دوزخ در دل مرد مسلمان گرد نيايند . » « 53 » از فضل بن ابو قرهء سندى روايت شده كه گفت : ابو عبد اللّه ( ع ) به من گفت : « آيا مىدانى شحيح كيست ؟ گفتم : همان بخيل است ، پس گفت :
« شحّ از بخل شديدتر است ، بخيل بر آنچه در دست خود دارد بخل مىورزد ، ولى شحيح بر آنچه در دست مردم است و بر آنچه خود در دست دارد . بخل مىورزد تا بدانجا كه / 251 هر چه را در دست مردم مىبيند مىخواهد به حلال يا حرام از آن او باشد ، و بدانچه خداى عزّ و جلّ روزى او كرده است خرسند نيست . » « 54 » و پيامبر خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله ) گفت : « اسلام چيزى را چنان كه شحّ
هامش
( 52 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 390 .
( 53 ) - مجمع البيان ، ج 9 ، ص 262 .
( 54 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 291 .