تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
برخاستن و بالا رفتن در افقهاى پيشرفت و فضيلت بازمىدارد ، و همان نفس ( يا خود ) است كه اسلام در ( قرآن و سنّت ) آن را دشمن‌ترين دشمن انسان به شمار آورده كه اگر انسان بر آن پيروز شود به سعادت و رستگارى مىرسد . «
وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
- و آنان كه از بخل خود در امان مانده باشند رستگاران‌اند . » آن قدر كه انسان در طلب علم مىكوشد سزاوار است چند برابر آن در راه تزكيهء نفس و كمال اخلاق خود بكوشد ، و قرآن در امان ماندن از بخل نفس را همان رستگارى شمرده است زيرا اين بخل سرآمد هر خطا و انحرافى در زندگى بشر و اساس كفر و شرك و ظلم و حسد و . . . و . . . ديگر بديهاست . امير مؤمنان على بن ابى طالب ( عليه السّلام ) گويد : « بخل جامع عيوب بد است و افسارى است كه به وسيلهء آن آدمى به هر بدى كشانده شود . » و آيا نه اينكه خداوند رسالتهاى خود و پيامبران خويش را براى آن فرستاد كه انسان را از زندان بخل نفس بيرون آرند ؟ و مگر نه اين كه بخيل جز خود را نمىبيند ، هم چنان كه زندانى جز ديوارهاى زندان خود را نمىبيند ؟ اما راه رهايى از اين مهلكه كدام است ؟ بيگمان توكّل به خدا و پناه بردن از شرّ نفس فرمان دهنده به بدى ، بر خداوند ، و گشودن چشم دل بر راهنماييهاى قرآن و بينشهاى سنّت ، و پذيرفتن اندرزهاى واعظان . چه قدر تعبير قرآنى در اين مورد بغايت بليغ است كه فعل مجهول « يوق : در امان مانده باشند » را به كار مىبرد ، يعنى براستى خداست كه انسان را آزاد مىكند و از اين مهلكه نجات مىبخشد . مشكل انسان اين است كه سعادت را در پيروى از هوا و اشباع آزمندى / 250 نفس مىشمارد ، ولى نمىداند كه اين پيروى او را بندهء ناتوان نفس مىكند . آيا آن كه دوستدار رياست است از هواى منصب‌جويى در هر جهتى كه او را بكشاند پيروى نمىكند و تمام وجودش ، حتى عواطف و عقل و پيوندهاى انسانى او در اين مقام طلبى خلاصه نمىشود و همه چيز را وقف منصب و مقام نمىكند ؟ همچنين است كسى كه براى كسب ثروت حرص مىورزد و دنيا را از