آنان نبودند هم چنان كه آنان نيز به اينان اجازه نمىدانند شعائر خود را برپا دارند و دين خود را به منصهء عمل درآرند ، و خود را مجبور ديدند كه به عنوان يك وظيفه واجب شرعى هجرت كنند ، بنا به گفتهء خداوند : «
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا
« 28 » - و آنان كه ايمان آوردهاند و مهاجرت نكردهاند ( خويشاوندان شما نيستند و ) شما آنان را هيچ دوست مداريد ، تا آن گاه كه مهاجرت كنند » و به سبب گفتهء او كه : «
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً
« 29 » - كسانى هستند كه فرشتگان جانشان را مىستانند در حالى كه بر خويشتن ستم كرده بودند . از آنها مىپرسند : در چه كارى بوديد ؟ گويند : ما در روى زمين مردمى بوديم زبون گشته ( و ناتوان نگهداشته شده . ) فرشتگان گويند :
آيا زمين خدا پهناور نبود كه در آن مهاجرت كنيد ؟ جايگاه اينان جهنم است و سرانجامشان بد » و بدان سبب كه ايشان مىدانستند مسئول اجرا و عملى كردن احكام خدايند و تا وقتى كه جايى از زمين آزاد است ملتزم آناند ، هم چنان كه دريافته بودند هيچ چيزى گرانقدرتر از آزادى نيست ، و از اين رو مهاجرت كردند .
قرآن سپس هدفهاى درست مهاجران راستين را تعريف مىكند كه سه هدف است :
يكم - جستجوى فضل ( زيادتى و كمال ) ، و مىپرسيم : آيا جدا شدن از اهل و زادگاهها و چشيدن فقر از فضل است ؟ بلى ، زيرا آيندهء با كرامت تنها به افزونى وسايل مادّى نيست ، و آيا در توانگرى و رفاه در حالى كه انسان آزادى و كرامت خود را از دست بدهد و گردنكشان امنيّت و آرامش او را سلب كنند ، فضلى وجود دارد ؟ هرگز . . . امّا مؤمنان راستين هشيار فضل را در فزونى ايمان و علم و
هامش
( 28 ) - الانفال / 72 .
( 29 ) - النساء / 97 .