پايبندى به ارزشها و زندگى آزادانه و استقلال و كرامت در پرتو رهبرى و جنبش رسالتى مىبينند ، و آنان اين همه را در مهاجرت مىيافتند .
وانگهى آنان نظر خود را تنها به زندگى دنيا نمىدوختند ، بلكه با بينش خود به سراى آخرت مىنگريستند و توجّه داشتند كه آنجا آيندهاى است ابدى كه مىسزد براى رستگارى در آن بكوشند ، گر چه اين امر نياز به فدا كردن تمام چيزهايى داشته باشد كه به عنوان اموال و فرزندان و ذاتهاى خود در دنيا دارند ، و از اين رو مؤمنان مهاجر حطام و خس و خاشاك دنيا را بىبها مىشمردند .
/ 235 «
يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ
- در طلب فضل از جانب خدايند . » «
وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
« 30 » - و اين فضل به دست خداست كه به هر كه خواهد ارزانى مىدارد ، و خدا را فضل عظيم است . » دوم - آنان با پروردگار خود با مقياس سود و زيان داد و ستد نكردند ، بلكه با بندگى آزادگان هشيار در التزام و مراعات ارزشها بندگى كردند و به تعبّد پذيرفتند ، و بلند پروازى آنان به كسب آيندهاى مادّى حتى اگر بهشت مىبود ، ارضا و سير نشد ، بلكه مىبينى كه ايشان از خلال و به وسيلهء هجرت در جستجوى هدفى بزرگتر برآمدهاند كه همان خشنودى خداى عزّ و جلّ است .
«
وَ رِضْواناً
- و خشنودى ( خدا ) . » هر چه بهاى آن خشنودى باشد ، از تحمل دشمنى و شكنجه و كشته شدن ، و گر چه مخالف هواى نفس و خرسندى خانواده و اجتماع و حكمران باشد ، بلكه اگر چه خود را به سبب آن در وضعى بينند كه تمام جهان با آنان مىجنگند ( هم چنان كه حال جنبشهاى مكتبى اصيل و رهبريهاى مؤمن مخلص مهاجر چنين است كه تمام قدرتهاى استكبارى در جهان از لحاظ سياسى و اجتماعى و اقتصادى و تبليغاتى با آنها مىجنگند ) .
هامش
( 30 ) - الحديد / 29 .