وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ ( 7 ) لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً وَ يَنْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ ( 8 )
معناى واژهها
1 [ الحشر ] : گرد آمدن با راندن ، و محشر : محل حشر ، و در كتاب مقاييس اللغة : آمده است كه الحشر به همان معناى گرد آمدن است ، و افزون بر آن معنايى دارد كه عبارت است از : پيش راندن و برانگيختن و برانگيخته شدن ، و حشره را به سبب فزونى و برانگيخته شدنش در طلب روزى حشره ناميدهاند . در مفردات راغب آمده است : الحشر : بيرون راندن گروهى است از قرارگاه خود و دور كردن آنان به وسيلهء جنگ و مانند آن و واژهء حشر را جز در مورد گروه نگويند .
3 [ الجلاء ] : انكشاف به معنى برهنه شدن و آشكار شدن است ، و أجلى عن البلد : يعنى دور كرده شد ، و بيرون رانده شد ، و گفتهاند « الجلاء » در اين آيه برداشتن مانع از آنان است تا آشكار شوند و بيرون رانده شوند ، و در مجمع البيان : الجلاء : انتقال از سرزمين و خانههاست .
5 [ لينة ] : تك درخت خرماست ، و ياى لينة در اصل واو