موجود ميان آنان را بيان مىكند ، مثالهايى نيز از واقعيّت منافقان ( از اهل مدينه ) و كافران اهل كتاب ( از غير مردم مدينه ) مىزند و نشان مىدهد كه چگونه خيانت بر روابط آنان حكمروا بود ، كه به آنان وعده دادند در صورتى كه مورد هجوم قرار گيرند اينان به آنان يارى خواهند داد ولى خدا گواه است كه دروغ مىگفتند : هم چنان كه مثالهايى ديگر از واقعيّت يهوديان مىزند و بيان مىكند كه چگونه توسّل و تمسّك به عزّت خدا را از دست دادند و از اين رو مىبينيد كه شما را مىهراسند ، هم چنان كه دلهايشان در ميان خودشان پراكنده است و يكدل نيستند زيرا گروهى هستند كه خرد نمىورزند .
رابطه شيطان با پيروان خود چنين است ، آنها را به كفر فرمان مىدهد ( و آرزوى پيروزى را در دلشان مىافكند ) ولى آنها را وا مىگذارد و مىگويد : من از خداوند ، پروردگار جهانيان مىترسم ، پس سرانجام آنان دوزخ است كه در آن جاوداناند .
هشتم : براى آن كه روح پرهيزگارى كه همانا اصل هر خيرى است در ميان امّت رشد و نموّ كند و ببالد و نيرو گيرد ، خداوند به ما مىفرمايد كه بنگريم چه چيزى پيشاپيش به سرايى كه فردا بدانجا منتقل مىشويم ، روانه كرده و فرستادهايم ، و به ما امر مىكند كه همواره او را ياد كنيم ، زيرا هر كه خدا را فراموش كند خداوند او را از ياد خود او خواهد برد ( چنان كه به مكر خود و سرانجام خود در آخرت نمىافتد ) ، و به ما مىفرمايد كه بكوشيم تا از اهل بهشت باشيم ( كه پيش از اين به ايشان اشاره شد و گفته شد كه با وجود نيازى كه به مال خود داشتند مهاجران را بر خود ترجيح دادند و ايثار كردند ) ، و اينكه از سرنوشت اهل دوزخ بپرهيزيم كه اين دو گروه برابر نيستند و اصحاب بهشت همان كاميابان و رستگاراناند .
/ 206 در پايان آيه پروردگار ما ، با بيان نامهاى نيكوى خود از طريق آياتى كه اگر بر كوهى نازل مىشد از بيم و پرواى خدا بر زمين فرو مىافتاد ، به پيامبر خود و مؤمنان تحفه و هديه مىبخشد . . .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 230
مساهمون: احمد آرام
ص٢٣٠