تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
خداوند بيامرزد مردى را كه به خيرى اهميّت دهد و آن را به انجام رساند و به شرّى اهميّت دهد و از آن خوددارى ورزد ، سپس گفت : ما به وسيلهء آن روح به فرمانبردارى از خدا و كردار براى او تأييد مىشويم » . « 57 » مصداقهاى ايمان استوار و تأييد الهى در وجود صحابهء مخلص و پاكدل پيامبر خدا جلوه‌گر شده است ، كه از علاقه‌هاى عاطفى و اجتماعى و سياسى و همچنين پيوستگيهاى قبيله‌اى و نژادى و . . . و . . . گسسته‌اند تا علاقه و پيوندشان تنها به حق ، و پيوستگيشان به حزب خدا باشد ، و براى همين به جنگ با پدران و پسران و برادران و قبيله‌هاى خود ايستادند ، و در راه خدا از سرزنش هيچ ملامتگرى نينديشيدند . امير مؤمنان ( عليه السلام ) گويد : « ما با پيامبر خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) بوديم . با پدرانمان و پسرانمان ، و عموهايمان مىجنگيديم / 196 و اين امر جز ايمان و سرسپردگى ما را نمىافزود ، كه در راه راست پا بر جا بوديم ، و در سختيها شكيبا ، و در جهاد با دشمن كوشا » . « 58 » در سيره آمده است كه عبد اللّه بن عبد اللّه بن أبى نزد پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) نشست و پيامبر آبى نوشيد ، آن گاه وى گفت : تو را به خدا ، اى پيامبر خدا ! آيا از آبى كه نوشيدى چيزى باقى نمانده است كه آن را به پدرم بنوشانم ، شايد خدا بدان وسيله دل او را پاك سازد ؟ پس پيامبر آن را به او مرحمت كرد ، و او آن را براى پدرش آورد . ( پدرش ) عبد اللّه به او گفت : اين چيست ؟ گفت : ته ماندهء آبى است كه پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) نوشيده ، براى تو آورده‌ام كه آن را بنوشى شايد خدا بدين وسيله دلت را پاك سازد . پدرش به او گفت : چرا پيشاب مادرت را كه بيگمان از اين پاكتر است برايم نياوردى ! پسرش خشمگين شد و نزد پيامبر آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! آيا اجازه مىدهى كه پدرم را بكشم ؟ پيامبر گفت : « نه ، بلكه با او مدارا كن و به او نيكى كن » . « 59 »
هامش
( 57 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 269 . ( 58 ) - نهج ، خ 56 ، ترجمه دكتر شهيدى ، ص 46 . ( 59 ) - القرطبى ، ج 17 ، ص 207 .