السلام ) گويد : « واقع شدن فتنهها اميال و خواهشهايى را آغاز كرده كه از آنها پيروى مىشود و احكامى كه بدعت مىنهند . . . اگر باطل آزاد شود بر خردمندان بيمى نيست ، و اگر حق آزاد شود اختلافى در ميان نخواهد بود ، امّا نيرويى از اين جانب و نيرويى از آن سو وارد مىشود و آن دو بهم مىآميزند و همراه مىآيند ، پس اينجاست كه شيطان بر دوستان خود چيره مىشود ، و كسانى كه از جانب خدا به آنان نيكى شده است نجات مىيابند » . « 48 » چيرگى شيطان هنگامى كامل مىشود كه انسان نام پروردگارش و گواه بودن او را بر خود ، و جزا و پاداش و گستردگى رحمتش ، و سختى عذاب او و ديگر چيزهاى همانند اينها را از ياد ببرد ، زيرا ياد خداست كه انسان را از گناه بازمىدارد و حفظ مىكند و او را به فرمانبردارى و توبه وا مىدارد . امام صادق ( عليه السلام ) گفت : « چون اين آيه نازل شد : «
وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ
« 49 » - و آن كسانى كه چون مرتكب كارى زشت شوند يا به خود ستمى كنند ، خدا را ياد مىكنند و براى گناهان خويش آمرزش مىخواهند . » ابليس در مكّه به كوهى بالا رفت كه بدان ثور مىگفتند ، آن گاه با بلندترين آواى خود به ديوانش آواز داد ، و آنها نزد او گرد آمدند و گفتند : اى سرور ما ! فراخواندن ما براى چيست ؟ گفت : اين آيه نازل شده است ، كيست كه كار آن را بسازد ؟ ديوى از شيطانها برخاست و گفت : من بدين و بدان وسيله شايستهء جلوگيرى از آنم ، گفت : تو آن را نشايى ، پس ديگرى برخاست و هم چنان گفت ، ابليس گفت : تو هم اهل اين كار نيستى ، آن گاه وسواس خنّاس گفت : من شايستهء مبارزه با آن آيهام ، گفت : با چه وسيله ؟ گفت : به آنان وعده مىدهم و آرزوجويشان مىكنم تا به خطا و گناه درافتند ، و چون به گناه در افتادند ، آمرزش طلبى و استغفار را از يادشان مىبرم ، پس ابليس گفت : تو شايستهء اين كارى ، و او را تا
هامش
( 48 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 267 .
( 49 ) - آل عمران / 135 .