حق را ترك كردند و به باطل گرويدند تا چيزهايى به دست آورند و سودى برند و هرگز در رسيدن به مراد خود كامياب و رستگار نخواهند شد .
[ 20 - 22 ] قرآن حكيم ديگر بار زيان حزب شيطان و وابستگان آن را تأكيد مىكند ، زيرا با ترك رسالت به دشمنى خدا پرداختند و با نافرمانى نسبت به پيامبر او با او دشمنى ورزيدند و از تسليم شدن به رهبرى او سرباز زدند و از اين رو از مردمى شدند كه بيشترين خوارى و تحقير را مىبينند .
«
إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ فِي الْأَذَلِّينَ
- همانا كسانى كه با خدا و پيامبرش مخالفت مىورزند در شمار ذليلترين كساناند ، » زيرا عزّت به خدا اختصاص دارد و او پيامبر خود و مؤمنان ( حزب خدا ) را بدان اختصاص داده و گروه مخالفان از ايشان نيستند «
الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً
« 51 » - كسانى كه بجاى مؤمنان كافران را به دوستى برمىگزينند ، آيا عزّت و چيرگى را نزد آنان مىجويند ، در حالى كه عزّت به تمامى از آن خداست ؟ » . وانگهى راه عزّت و چيرگى حقيقى همان تطبيق حق است نه پيروى از باطل و خواهشهاى نفس ، و آنان كتاب خدا را پشت سر خود گذاشته و از شيطان پيروى كردهاند .
/ 190 اين آيه ما را رهنمون مىشود كه آن گروه منافق در درون ضمير خود با احساس پستى و كوچكى و خوارى بسر مىبرند و اين امر آنان را وا مىدارد كه به گمان و پندار خطاى خود در جستجوى قوّت و عزّت به دوستدارى دشمنان خدا پردازند ، ولى مؤمنان راستين به دوستدارى و پيوستگى خود به خدا و حزب و رهبرى او تمسّك مىجويند و آن را از كف نمىدهند زيرا اعتقاد راسخ دارند كه اين تنها راه رسيدن به عزّت و قوت ( و رستگارى ) است .
خوارى كافران به صورتى واضحتر هنگامى آشكار مىشود كه خداوند عذاب خوار كننده را بر آنان نازل مىكند و هيچ كرامتى براى آنان در ميان مردم و در
هامش
( 51 ) - النساء / 139 .