كه هر خير و كار نيكى همان راه خداست ، ولى نزديكتر راهها به او جهاد در راه اوست ، و اين راه مشهورترين راهى است كه در نصوص به كار رفته و از آن ياد شده است و همانا نشانهء بارز خط نفاق شانه خالى كردن از جهاد است و رويگردان كردن مردم از آن با انتشار باطل و شايعه پراكنى يا به وسايل ديگر .
قرآن در اين آيات نشانيهاى منافقان را آشكار كرده تا ما آنها را از راستان بازشناسيم و بدين وسيله بر پيچيدهترين گره و بزرگترين خطر در جامعه اسلامى پيروز شويم .
[ 17 - 18 ] امّا ريشهء مسأله نفاق ، و دوستدارى و جانبدارى از دشمنان خدا همانا حطام و خس و خاشاك دنيا و پيرايههاى آن است كه انسان با طبيعت و هواى خود به دنبال آن مىدود ، و هنگامى كه به قرآن بينديشيم و در آن تفكّر و تدبّر كنيم و به بررسى واقعيت اجتماعى و سياسى تاريخ امّتها بپردازيم در مىيابيم كه گروهى بزرگ از / 185 منافقان و بطبع سران آنها ، همان مالداران و قدرتمنداناند ، و پروردگار ما تأكيد مىكند كه چيزى از حطام دنيا ، هنگامى كه عذاب آنان فرا رسد يا روز قيامت عرضهء آتش شوند ، سودى به آنها نمىرساند ، زيرا آنچه در آنجا براى انسان سود دارد كردار نيك اوست نه مال و ياران او .
«
لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً
- هرگز اموال و اولادشان براى آنان در برابر خشم خدا سودى نكند . » گر چه زمين را انباشته از طلا كنند و به فديه و جان بهاى خود دهند ، و اگر چه تمام انس و جنّ براى يارى آنان گرد آيند . از اين آيه مىتوانيم استنباط كنيم كه آنها اموال و ياران خود را براى تحقق هدفهاى پليد به كار مىگماشتند ، يا به اين دو وسيله پناه مىبرند و اين دو را دژى براى خود قرار مىدادند - چنان كه طاغوتان و ستمكاران مىكنند - تا از رسوايى و ديدن گزند در دنيا در امان مانند .
«
أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ
- اينان اهل جهنّماند و در آن جاودان . » آرى ، منافقان در دنيا از نعمت برخوردارند و نصيبى از پيرايههاى آن دارند ،